درنگ و تأمّلی در حال و روز ما، در دوران غیبت

حجت الاسلام کاشانی روز  سه شنبه مورخ 16 اسفند ماه 1401 مصادف به شب نیمه شعبان، در آستان مقدّس امامزاده صالح بن موسی علیهما السلام تجریش به سخنرانی با موضوع “درنگ و تأمّلی در حال و روز ما، در دوران غیبت” پرداختند که مشروح این جلسه تقدیم می شود.

دوران غیبت؛ فرصت ها و تهدیدها

حجت الاسلام کاشانی روز یکشنبه مورخ 15 فروردین ماه 1400 در برنامه تلویزیونی «سمت خدا» شبکه سوم سیما حضور یافتند و پیرامون موضوع «دوران غیبت؛ فرصت ها و تهدیدها» به گفتگو پرداختند که مشروح این برنامه تقدیم حضورتان می گردد.

اگر وجود امام پس از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و آله ضروری است، چرا در غیبت کبری این ضرورت حس نمی شود و به ولایت فقها بسنده می شود؟

در منابع و متون مکتب شیعه، درباره ضرورت امامت پس از پيامبر مي گويند: از آنجا که حجت الهي بايد تمام شود و مردم می‌ بایست حجت داشته باشند، پس امامت لازم است. در حالي كه در دوران غيبت كبري وقتي مي گوييم: «حجت كيست و ما بايد دين خود را ازچه کسی بگيريم _با اين كه امام زمان غايب است_ مي گويند: از فقها!
حال سؤال اینجاست که چرا پس از رحلت پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، چنین حرفی گفته نمی شود؟ اگر فقهای بعد از پیامبر را حجت بدانیم، دیگر چه نیازی به امام بعد ایشان است؟
شما می توانید پاسخ این سؤالات را در متن پیش رو مطالعه نمایید.

بررسی تاریخی زمینه‌های اعتقادی پیدایش واقفیه

توقف بر شخصی از اهل بیت: به عنوان آخرین امام و مهدی منتظر، مسأله بی سابقه و جدیدی نبوده است. گروهی از شیعیان که امام کاظم7 را مهدی و قائم منتظر می‌دانستند با نام واقفیه یا واقفه شناخته شد­ه­اند. این گروه ضمن اینکه بخش وسیعی از توان و فرصت حضرت رضا7 را مصروف خود ساخته بودند، از جهات متعدد تهدیدی جدی برای تفکر اصیل شیعی به حساب می‌آمدند. به همین مناسبت واکاوی ماهیت و شخصیت‌های جریان مذکور، از زوایای مختلفی مورد توجه پژوهش‌گران و تحلیل‌گران مطالعات اسلامی قرار گرفته است. این پژوهشگران اغلب، انگیزه­ها و باورهای شخصی پایه گذاران واقفیه را عامل اصلی پیدایش این جریان برشمرده­اند. اما نوشتار حاضر با روش سند پژوهی ضمن بررسی باورهای دینی و آموزه‌های اعتقادی جامعه شیعی آن روز، در پی اثبات این مدعاست که اندیشه واقفیه معاصر امام رضا7، استمرار و نسخة تکامل یافته‌ای از انحراف‌ نخستینی است که در حاشیه دو اصل شیعی «امامت» و «مهدویت» شکل گرفته و در مقاطع مختلف ظهوری اقتضایی داشته است.

پى‏ آمدهاى غیبت بر اندیشه و حیات سیاسى شیعیان‏

غیبت امام زمان(ع) مهم‏ترین رویداد تاریخ سیاسى مذهب شیعه است که عملاً تاریخ شیعه را به دو دوره مجزا؛ یعنى دوران حضور ائمه(ع) و دوران غیبت تقسیم کرده است. دوران غیبت کبرى از سال 329ه آغاز شد؛ در نامه‏اى که امام مهدى(ع) چند روز قبل از وقوع غیبت کبرى به على بن محمد سمرى چهارمین و آخرین سفیر خود نوشت، اعلام داشت که دوران غیبت کبرى فرا رسید و ظهور مجدد او منوط به اجازه خداوند است.2 سال 329ه را مى‏ توان سال گسست در تاریخ رهبرى شیعه نامید. وقوع این حادثه تأثیرات مهمى در تاریخ شیعه بر جاى نهاد که مهم‏ترین آن خلاء رهبرى است. این امر موجب بروز انشعاب‏هایى در درون شیعیان شد. علماى شیعى تلاش نمودند با تبیین نظریه امامت در دوازده نفر، مانع این امر شوند و پس از حملات فکرى مخالفان به توجیه و تبیین مسئله غیبت پرداختند. اهتمام ایشان در پاسخ‏گویى به تکلیف رهبرى شیعیان در زمان غیبت به ارائه نظریه جانشینى علما منجر شد و سرانجام تلاش کردند راهکارهاى عملى و نظرى چگونگى زندگى شیعیان در درون جامعه اهل سنت را نشان دهند.

آیا تمام مدعیان رؤیت امام زمان به علت ترس از تهمت ضعف ایمان دست به این ادعا زده‌اند؟

شیخ طوسی در کتاب «کتاب الغیبة» خود عنوان می‌کند که دیدار مهدی برای تمام اولیای او جایز است. سپس ادامه می‌دهد که اگر وجود مقدس امام زمان برای کسی ظاهر نشد، به خاطر ضعف ایمان وی است . حال مستشکل با استفاده از کلام شیخ طوسی بیان می‌دارد که بسیاری از مدعیان رؤیت امام زمان به خاطر همین ترس به دروغ این ادعا را مطرح نموده و به وسیله آن برای خود دم و دستگاهی تشکیل داده‌اند. این شبهه برای مخاطب، باورپذیری حکایت‌های علما و بزرگان را دچار مشکل می‌کند. و همچنین مقدمه‌ای برای انکار وجود مقدس حضرت امام زمان می‌گردد. برای رهیافت به پاسخ آن به این وجیزه نظر بیافکنید: