علی رغم آنکه اکثریت اهل سنت خلافت امیرالمؤمنین را قبول دارند، چرا شیعیان خلافت سه خلیفه اول قبول ندارند؟

شاید این سؤال به ذهن خیلی‌ها بیاید که چرا شیعیان خلفای سه گانه را به عنوان امام و خلیفه رسول خدا قبول ندارند؟ به عبارتی ممکن است کسی بگوید: به حساب بده بستان هم که شده می بایست شیعیان حداقل یک خلیفه را امام خود بدانند زیرا اهل سنت، با روحیه باز علی علیه‌السلام را امام خود می دانند. شما می توانید پاسخ این سؤال را در نوشتار زیر بنگرید:

جستاری در کاربرد «امیرالمؤمنین» در فرهنگ و تمدن اسلامی

در مطالعات تمدنی اسلام، «امیرالمؤمنین» یکی از واژه‌های پرکاربرد و مهم است و عموماً بر کسی اطلاق می‌شود که رهبری سیاسی جامعه اسلامی را بر عهده دارد، اما آیا در وضع اولیه به همین معنا بود یا تغییری در آن رخ‌داده؛ آیا دارای مصداق معینی بوده یا درگذر زمان و تابع نیاز جامعه اسلامی پدید آمده است، همیشه مباحثی را به خود معطوف داشته است. این مقاله با رویکردی علمی و جدای از نگره‌های عقیدتی بر آن است تا جایگاه آن را درگذر زمان به‌اجمال نشان دهد با این فرضیه که به‌رغم دینی بودن منشأ آن، در عهد حاکمیت اسلامی معنای سیاسی یافته که حتی از سوی امامان نیز مورد استناد و تأیید قرارگرفته است، چنانکه به‌زودی در معنای سومی نیز به‌کاررفته است، اما همه این‌ها با یکدیگر قرابت مفهومی دارند.

رفتارشناسی خواص مکتب خلفا در مواجهه با حق خلافت اهل‌بیت علیهم السلام در سده‌های نخستین اسلامی

درباره رویدادهای تاریخ صدر اسلام پس از رحلت پیامبر(ص) بسیار گفته و نوشته شده است. نوشتار حاضر کوشیده است رفتار خواص جبهه مقابل امیرالمؤمنین علی(ع) را در مواجهه با حق خلافت اهل‌بیت: در قالب محورهای زیر بررسی کند: توجیه و تأویل ادلّه قرآنی، جعل سبب نزول آیات، تحریف معنای آیات، توجیه و تأویل ادله حدیثی، تحریف لفظی و معنوی حدیث، توجیه خلافت با اجماع و شورا، جعل فضائل برای خلفا، و فرقه‌سازی. مقاله با این جمع‌بندی به پایان رسیده است که اختلاف شیعه و سنی در موضوع خلافت، تا حد زیادی اثرپذیرفته از فعالیت‌های منفی خواص مخالف خلافت امیرالمؤمنین علی(ع) پدید آمده است.

زمینه‌ها و علل موفقیت گردانندگان سقیفه در تصاحب منصب خلافت

جانشینی پیامبر(ص) از قرن‌ها پیش مورد بحث و گفتگو میان مسلمانان بوده و در این میان شیعه دلایل محکم و متقنی در اثبات باور مبنی بر نص و جانشینی علی(ع) ارائه کرده است. در خدشه به این باور و تواتر غدیر مخالفان تشیع می‌گویند: «اگر چنین است که هزاران صحابه در غدیرخم حضور داشتند و همه شنیدند که رسول خدا(ص) علی(ع) را به‌عنوان جانشین خود بعد از وفاتش تعیین کرد؛ پس چرا از هزاران صحابه یکی نیامد و به خاطر غصب شدن حق علی(ع) اعتراض نکرد.» در نوشتار حاضر با استناد منابع تاریخی و گاه منابع حدیثی و از منظرهای مدیریتی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی به بررسی دلایل موفقیت گردانندگان سقیفه در تصاحب منصب جانشینی رسول خدا(ص) می‌پردازیم.

دلایل تاریخی مخالفت با خلافت منصوص از دیدگاه نقیب ابوجعفر (613ق.)

عوامل مخالفت با نص خلافت از موضوعاتی است که قرن­ها، ذهن و اندیشه صاحب نظران مسلمان را مشغول ساخته است. بررسی دیدگاه­های گوناگون درباره چرایی مخالفت­ها می­تواند بخش­هایی ناپیدا از تاریخ را ترسیم کند. نقیب ابوجعفر(613ق.)، عالم و متکلم شیعی، یکی از افرادی است که در این زمینه، اندیشه‌هایی ناب دارد امّا تا کنون آرای او درباره خلافت بررسی نشده است. مجموعه دیدگاه­های او را می­توان در شرح نهج­ البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی(656ق.) جست­وجو کرد. در یک نگاه کلی، مجموعه دلایل مخالفت با خلافت منصوص از دیدگاه او را می­توان در تفاوت بینش­ها و نگرش­های اهل سنت درباره خلافت، وجود زمینه­های مخالفت در زمان حیات پیامبر3 که موجب جرأت مخالفان شده بود، عذر تراشی­هایی علیه امیرالمؤمنین حضرت علی1 و نوع نگاه به شخصیت آن حضرت و نیز ابوبکر ترسیم کرد.

فضل الله بن روزبهان خنجی و شریعتنامه نویسی در قرن نهم

با ظهور شاه اسماعیل صفوی و تأسیس حکومت صفویه، در ایران و ایجاد حکومتی متمرکز بر اساس عقاید شیعی، شریعتنامه نویسی بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. یکی از افرادی که برای مقابله با صفویان اندیشه تجدید خلافت و جمع کردن آن با سلطنت مطلقه را در قالب شریعتنامه نویسی مورد توجه قرار داد، فضل بن روزبهان خنجی است. مقاله حاضر به بررسی آرا و نظریات وی در این زمینه در دو دوره از زندگی اش، یعنی در عصر آق قوینلوها و پس از ظهور صفویه در دربار خوانین ازبک در ماوراء النهر، پرداخته و او را به عنوان آخرین میراث دار شریع تنامه نویسی که این جریان را به انحطاط کشیده معرفی کرده است.