تحلیل سیاسی جنگهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله راهبردی برای امروز

دغدغه اصلی مقاله این است که باهدف فهم میزان گرایش اسلام به جنگ و خشونت، جنگهای پیامبر اسلام را موردبررسی و تحلیل قرار دهد. نگارنده بر این باور است که مراجعه مستقیم به قرآن و سنت و بازخوانی آنها، ضمن اینکه ما را از اشتباهات احتمالی که دانشمندان گذشته دچار آن بودهاند رها میکند، میتواند در حل مسائل امروزمان مفید باشد. در این مقاله، ابتدا به تبیین ماهیت جنگهای پیامبر اکرم (ص) پرداختهایم که این مهم از طریق تحلیل شرایط اجتماعی و فرهنگی زمان پیامبر (ص)، تحلیل ساختاری و ماهوی جنگهای ایشان فراهم آمده است. مقاله دو بخش مهم دیگر نیز دارد: نخست تحلیل جنگهای مهم پیامبر با مشرکان و کفار و دوم تحلیل جنگها و برخوردهای پیامبر (ص) با یهودیان که بهاجمال بدانها پرداختهشده است. در طول مقاله سعی شده از طرح مباحث توصیفی پرهیز شود.
بررسی تاریخی حقوق بشردوستانه در جنگهای پیامبر صلی الله علیه وآله

رعایت حقوق زنان، کودکان، سالخوردگان و افراد ناتوان یکی از نکات مهم در جنگ است که از آن با عنوان حقوق بشردوستانه «Humanitarian law» یاد میشود. در عصر حاضر سازمانها، گروهها و برخی از افراد در نقاط مختلف جهان تحت این عنوان فعالیت میکنند. شناخت جایگاه این قانون در اسلام و تبیین مفاد آن در سیره نبوی از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا رعایت اصول جوانمردانه، خودداری از روشهای غیرمتعارف در جنگ، حمایت از زنان و کودکان، حفاظت از افراد ناتوان و سالخورده و منع بهکارگیری سلاحهای مخرب از نکات مهمی هستند که در قوانین امروزی بر آنها تصریح میشود و این موارد در سیره نبوی نیز مورد تأکید قرارگرفته و اجرایی شدهاند. این نوشتار بر آن است تا با نگاهی به جنگهای عصر نبوی و بررسی توصیههای آن حضرت (ص) درباره گروههای ناتوان یا خارج از جنگ، راهکارهای پیامبر (ص) برای حفاظت از آنان را تبیین کند و به این پرسش پاسخ دهد که سیره رسول خدا (ص) درباره زنان، کودکان و افراد ناتوان دشمن در جنگها چگونه بود؟
بررسی استراتژی پیامبر اعظم صل الله علیه و آله در صلح حدیبیه بر اساس تحلیل سوات

صلح حديبيه يکي از راهبرديترين تصميمات پيامبر اعظم (ص) در مقطعي حساس و نقطه عطفي در تاريخ اسلام است. اين واقعه سرنوشتساز در طول تاريخ، کانون توجه مورخين و سيرهنويسان بوده و از ديدگاههاي مختلف، مورد تحليل قرارگرفته است. در اين پژوهش تبييني، با رويکردي کيفي – کمّي و بر پایه قاعده «تلازم عقل و شرع» با استفاده از مدل علمي «سوات»، به تحليل علمي استراتژي پيامبر اعظم| در صلح حديبيه پرداختهشده است. بر اساس نتايج اين پژوهش، در چارچوب اصول علمي مديريت استراتژيک، صلح حديبيه بهعنوان يک تصميم راهبردي، کاملاً منطبق بر تحليلهاي علمي و بهترين انتخاب در شرايط خود بوده است. مدل سوات به کمک تحليل شرايط دروني و بروني جامعه اسلامي، نتايج شگرف صلح حديبيه را در پيشرفت اسلام و تغيير وضعيت جامعه اسلامي بهصورت علمي، به تصوير کشيده و دورانديشي پيامبر اعظم| را بهعنوان رهبر مدبر جامعه اسلامي از ديدگاه خود ثابت مينمايد.