مُحدث

از ميان موضوعات متعددي كه اسلام سني را از اسلام شيعي جدا ميسازند، مرجعيت [علمي و ديني] اساسی ترین مسأله است. در حالي كه نخستین شكاف در جامعه اسلامي ماهيتي عمدتاً سياسي داشت، رفتهرفته مؤلفههاي مذهبي و اعتقادي بر مبادلات خشن دو طرف سايه افكند. موضع اصلي شيعه در آن تبادلات جدلي اين بود كه مرجعيت مطلق، پس از وفات محمد[ صلی الله علیه وآله وسلم ]، نه به اجماع علما رسيد و نه به اجماع تمام جامعه؛ بلكه به امامان[علیهم السلام] تعلق يافت؛ كساني كه به سبب شرافتِ تبار و شايستگي فردي، توسط خدا و رسولش برای راهبری جامعه انتخاب شدهاند.
علم امامان علمی که شب و روز به امام می رسد

علمی که امامان به میراث بردهاند تمام احکام شرعی، تمام وقایع گذشته و آینده ـ تا آخرالزمان ـ و هویت مؤمنان و کافران را شامل میشود؛ اما به نظر مىآيد که شیعه یا امامان ایشان باز هم احساس میکردند که توانايىهای امامان به اندازة كافى تبیین نشده است. برای ایشان پرسشهایی مطرح میگردید: امام چگونه به پرسشهای دینی ناشى از مجموعة رویدادها و شرایطی که قبلاً هرگز روی ندادهاند، پاسخ مىدهد؟ او چگونه از رویدادهای در حال بروز و شرایط متغیر ـ در حالی که روی میدهند یا قبل از آنکه روی دهند ـ آگاه میگردد؟ آيا پیامبر نيز تمام اين جزئیات مربوط به زندگی روزمره در آینده را مىدانست؟ گفته شده است که امام در چنین مواردی باید علم و پاسخهای خود را آن گونه که موقعیت ايجاب میكند (برحسب موقعيت و نياز) مستقیماً از خدا دریافت کند. اين انديشه كه علم لاینقطع از سوی خدا به امامان انتقال مییابد، سرانجام، به موضوعى مهم در تفکر شیعی تبدیل گردید.
منابع علم امام در قرآن

بنابر اعتقاد شیعه مرجعیت دینی و علمی پس از پیامبر تنها در اختیار ائمه علیهم السلام است. مهم ترین سؤالی که در اینجا مطرح می شود چرایی و دلیل این گفتار و ادعاست. مکتب تشیع با توجه به نقش امام پس از پیامبر خاتم ـ که نقش هدایت گستردة است ـ امام را دارای ارتباط و آگاهی از منابع عظیم الهی می داند و دانش او را فراتر از علم عادی، دارای مجاری و مبادی غیبی و لدنی برمی شمارد. قرآن و روایات، بر اثبات دیدگاه اتصال علم امام به خداوند سبحان دلالت می کنند. سرچشمه و منابع علم امام گسترده و متعدد هستند؛ از مهم ترین آن ها می توان به قرآن، روح القدس، جامعة مصحف فاطمه علیهم السلام ، صحف و کتب انبیا، عمود نور، الف باب، تحدیث (نقر و نکت) و اسم اعظم اشاره کرد.
مطابق رهنمود آیات و روایات، علم به احکام شریعت و نیز علم به قرآن توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به ائمه اطهار علیهم السلام منتقل گردیده است؛ لذا نقش امام نسبت به این علوم، تبیینی و تفسیری است؛ یعنی امام شاخصی برای رفع اختلافات و ارائه و تبیین علوم انتقالی از پیامبر است.
امام علاوه بر جایگاه کمال بخشی و تحقق بخشیدنِ استمرار ختم نبوت، نقش هدایت خاص یا همان امامت به معنای ویژۀ آن را هم برعهده دارد و جایگاه و شأن هدایتی مخصوص امام، اقتضای علم و آگاهی مناسب با آن را می نماید. روایات، ارتباط با ملائکه و طرق دیگر مجاری علم امام را در همین راستا تبیین نموده اند. مسائلی مانند شهود و عرضۀ اعمال به امام و خبررسانی روزانه ای که آیات و روایات بر آن تاکید می کنند، از مصادیق جریان این هدایت و نقش امام در آن هستند.
علم غيب پيامبر و امام از نگاه متکلمين و فلاسفه

از جمله رویکردهایی که آموزه ها و مفاهیم دینی با آن ها سنجیده می شود دو رویکرد کلامی و فلسفی است که هر کدام با چند روش و نگرش و با پیش فرض ها و مبانی خاص به مسائل و مفاهیم دینی می نگرند. مقاله پیش رو با توجه به حجم خود، موضوع علم غیب پیامبر و امام راـ که از آموزه های ویژه شیعه به شمار می رود ـ با عنایت به اندیشه چهره های شاخص هریک از مکاتب فلسفی و کلامی مشهور بررسی کرده و به اختصار برآیند نظر هریک را در غیب دانی پیامبر و امام و حد و حدود آن مبتنی بر مبانی و پیش فرض ها، برشمرده و حاصل مباحث را به صورت فشرده آورده است.
قلمرو علوم برگزیدگان خداوند در قرآن

این مقاله به روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکردی تفسیری به بررسی قلمرو علوم برگزیدگان خداوند در قرآن میپردازد. اهمیت این پژوهش از آن جهت است که میتواند مبنایی برای باورهای شیعی در بحث قلمرو علوم ائمه علیهم السلام باشد. نتیجه پژوهش حاضر این است که خداوند به پیامبران خود، در قلمروهای مختلف علوم مانند علوم طبیعی، حوادث گذشته و آینده، ملکوت آسمانها و زمین، امور پنهان از حواس و… دانشهای ویژهای بر حسب مصلحت عطا کرده است. بخش دوم این پژوهش نشان می دهد که این علوم ویژه، اختصاص به پیامبران نداشته و غیر پیامبران مانند: لقمان، طالوت، ذوالقرنین، مریم و… نیز بر حسب اراده و مصلحت خداوند از علوم ویژه در قلمروهای یاد شده برخوردار بودهاند. بنابراین، باور به گستردگی قلمرو علوم برگزیدگان خداوند، غلوّ نیست و در صورتی که با دلایل معتبر چنین علومی برای امامان اهلبیت علیهم السلام اثبات شود، قابل پذیرش و دارای پشتوانه قرآنی است.
وظايف امت در برابر امام

در مقاله پیش رو دلایل نقلی مهم ترین وظایفی که در برابر معصومین علیهم السلام باید رعایت گردد، به شیوه برهانی بررسی می شود؛ وظایفی مانند: معرفت، اطاعت، تسلیم، شکر، دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان امام، نصرت، احیای امامت اهل بیت علیهم السلام ، دعا و انتظار ظهور. معرفت امام شرط حصول ایمان، اعتقاد و عمل است. و این معرفت را می توان مقدمه ای واجب برای شناخت خداوند و رسول، حکمت خلقت، اساس اسلام و حصول به عبودیت خداوند دانست.
اطاعت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم همان اطاعت خداست و اطاعت امام به اطاعت خداوند متصل است. ولایت تکوینی و تشریعی امام از مصادیق اطاعت می باشند. ایمان واقعی با تسلیم نسبت به امام تعریف می شود و عدم تسلیم مساوی با شرک است و یکی از آثار تسلیم، بیعت با امام است. نصرت امام در یاری دین خداست که ثمره آن غلبه ناپذیری شخص یاری کننده است. کسی که امر امامت اهل بیت علیهم السلام را زنده کند و یا زنده نگه دارد، مشمول رحمت بی پایان الهی خواهد شد. دعا برای حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به مقتضای کلام خداوند، موجب استجابت بهتر دعاست. انتظار فرج امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف براى مؤمنان با سازندگى و نیل به كمال همراه است؛
گزارشی از کتاب اثبات ولايت

امامت الهی مقام و منزلتی والاست که از سوی خداوند سبحان به برخی از انبیا و بندگان برگزیده عطا شده است. به همین دلیل از نظر شیعه، امامت، پیوندی ناگسستنی با توحید دارد؛ به این معنا که انسان با نظر به حقیقت خود و با توجه به فقر ذاتیاش می یابد که آفریننده و قیّومی دارد و عبدی مملوک است. همچنین به نور عقل می یابد که بنده در برابر آفریدگارش شأنی جز بندگی و اطاعت محض ندارد و در مقابل نباید از احدی غیر مالک خویش یا کسی که مالکش تعیین کرده فرمان بَرَد؛ به این ترتیب «توحید در ولایت» تحقق می یابد.
تلاش نافرجام درانکـار نصب امام از يمن تا غدير

موضوع مقالة حاضر، بررسی و تحلیل یکی از دسیسه های مخالفان برای تحریف پیام غدیر است. بر این اساس، نویسنده ابتدا ماجرای غدیر خم و رابطة آن با اصل امامت را از دیدگاه وهابیت سعودی بررسی می کند و سپس با بررسی منابعی برای این مطلب، تحریفات صورت گرفته در آن را بر می شمارد. وی در ادامه با بیان اظهارات حیدر علی قلمداران در کتاب شاهراه اتحاد ـ به عنوان نمونه ای از تحریف غدیر در جامعه ـ و تأثیرپذیری آن از شبهه یمن و نیز تحلیل تحریفات وی، مقاله خویش را به پایان می رساند
مروری بر آراء و عقايد استاد محمدرضا حکيمی درباره ادبيـات

در باب چیستی ادبیات و اهمیت و خاصیت آن، اندیشمندان بسیاری سخن گفته اند و البته بیشتر آنها از زاویة دید ادیبان به موضوع نگریسته اند. گفتار حاضر از آن جهت که دغدغه های یک اندیشمند دینی دربارة ادبیات است، اهمیت دارد. در این گفتار ابتدا جایگاه ادبیات در تاریخ دین بررسی و سپس به امکانات ادبیات برای تبلیغ دین پرداخته شده است. به نظر می رسد امروزه، حوزه های علمیه آن چنان که باید با ادبیات فارسی مأنوس نیستند؛ این مسأله را از تألیفات و ترجمه های حوزویان می توان دریافت. به همین دلیل در پایان این مبحث، سخنی در باب ترجمه آمده است تا کمی جدی تر به این مشکل پرداخته شود.
بنا داشتیم با استاد حکیمی در این زمینه ها گفت وگویی داشته باشیم؛ اما به راهنمایی یکی از شاگردان ایشان، آرای محمدرضا حکیمی را در کتاب هایش دنبال کردیم. در این نوشته، بیشتر از کتاب ادبیات و تعهد در اسلام استفاده شده است.
گزارشی بر ادبیات رثایی آذری

از پرشورترین فعالان عرصة ادب ولایی شاعران آذری زبانند. خصوصیات بارز این شعرا را در این چند جمله چنین می توان برشمرد:
ـ گروهی به هر دو زبان فارسی و ترکی و گروهی تنها به ترکی می سرایند؛
ـ تنها مذهبی می سرایند؛
ـ در میان موضوعات مذهبی، عاشورا و وقایع مربوط به آن جایگاه ویژه ای برایشان دارد؛
ـ حجم سروده هایشان بسیار بالاست و در بسیاری موارد قابل قیاس با حجم کار همتایان فارس آنها نیست؛
ـ اجرا و شعرخوانیِ خاصی دارند که در گزارش به آن پرداخته شده است؛
ـ حتی در سروده های فارسی، نگاه و زبان خاصی دارند که شعر آنها را از دیگر اشعار متمایز می کند؛
ـ سوز و شور خاصی در شعرشان دیده می شود که ممکن است اثر ذاتی زبان آذری باشد یا محصول نوع اجرای آنها یا حتی برآمده از شور و حال خود این شعرا! البته نشانه های مورد سوم را در نثر همین گزارش هم می توان دید.
نگاهی به شعر ميرزا حبيب خراسانی

این جستار، ابتدا استحکام کلام میرزا حبیب خراسانی را در سطوح مختلف زبان و ادبیات می سنجد و سپس به مضامین شعری او می پردازد. با توجه به مرجعیت دینی میرزا حبیب، تعداد اشعار مذهبی وی نسبت به اشعار متفرقه کمتر از حد انتظار است. شادی در شعر او به طرز معناداری محسوس است و مرثیه در شعر او جایی ندارد. همچنین به راه و رسم عارفان ـ و حتی شدیدتر از بسیاری از آنان ـ به ظواهر شرع تاخته است؛ امری که دربارة یک مرجع تقلید شگفت می نماید. در این پژوهش بیشتر به این موارد پرداخته شده است: شاخصه های پایبندی به شریعت، سرسپردگی به عرفان، میزان دغدغه های اجتماعی و نوع نگاه شاعر به مدیحه پردازی دینی.
اين غزل گريه ها که می بينی ؛ نگاهی به جریانهای شعر آیینی پس از انقلاب

این مقاله، شعر آیینی را ـ چنانکه میان شعرای معاصر مرسوم است ـ به مدایح و مراثی خاندان وحی مختص می داند و توحیدیه ها، مناجات ها و … از موضوع این نوشتار خارجند.
براساس پژوهش انجام شده، شعر آیینی فارسی که سابقه ای به قدمت شعر فارسی دارد، در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی روندی رو به رشد داشته است. شعر آیینی تا پیش از دوران مورد بررسی، غالباً به مضامین عاشورایی محدود بود و کمتر به دیگر مضامین آیینی می پرداخت؛ اما در دوران مورد بررسی ـ که سالهای 1357 تا 1390ش را در برمی گیرد ـ درمورد چهره های آیینی مختلف شعر سروده شد و شاعران آیینی سرا فصول جداگانه ای به هریک از معصومان و چهره های آیینی شیعی اختصاص دادند. در دهة سوم مورد بررسی، گونه ای از آیینی سرایی با رویکرد عرفانی شکل گرفت که مورد استقبال گستردة مخاطبان قرار گرفت. جریان دیگری که در سالهای پایانی دوران مورد بررسی در اشعار آیینی دیده شده، بهره گیری از طنز است که به صورت چشم گیری در حال گسترش است. گونة زبانی اخیر شاید به دلیل بی سابقه یا کم سابقه بودن آن ،مورد توجه و علاقة بخش قابل توجهی از مخاطبان قرارگرفته است.
کلیدواژه: شعر آیینی، شعر معاصر ایران، شاعران آیینی، شعر آیینی دورة انقلاب اسلامی