ثقلین
TasvirShakhesshahid268

مطالعه‌ی مستمر

شهید داور یُسری

از درس‌های مهمّی که از وی آموختم، مطالعه‌ی مستمر و طولانی بود. نیمه شب‌ها با این‌که در همان اتاق کوچک می‌خوابیدم، بعضی وقت‌ها که از ...

TasvirShakhesshahid267

آموزش‌های اعتقادی

شهید محمّد ابراهیم همّت

پس از عملیّات والفجر ۴ حاج همّت تمام اعضای کادر را در دو کوهه جمع کرده بود. یک روز به من تلفن زد و گفت: ...

TasvirShakhesshahid266

با هم بحث عقیدتی – سیاسی کنیم!

جاوید الاثر احمد متوسّلیان

تازه از عملیّات برگشته بودیم و به خوبی می‌دانستم که تا چند روز دیگر کار جدّی در پیش نداریم. می‌بایست مثل روزهای گذشته که از ...

TasvirShakhesshahid262

ما حاضریم به جای شما بجنگیم!

شهید محمّد ابراهیم همّت

یک بار تعدادی نیرو به منطقه اعزام کرده بودند که همگی دانشجوی مقطع دکترا و تحصیل کرده‌ی ایتالیا بودند. تعدادی جوان مؤمن و متعهد که ...

TasvirShakhesshahid229

فرمانده کیست؟

شهید محمّد ابراهیم همّت

به مسائل اعتقادی و دینی اهمیّت می‌داد و در این زمینه کار کرده بود.زمانی که در صدد برآمدم تا نکاتی را در مورد فرمانده و ...

TasvirShakhes260

هرچه بیشتر توضیح می‌داد من قلبم روشنتر می‌شد!

شهید حسن باقری

‌در آغاز جنگ که بنی‌صدر ملعون و خائن در جبهه‌ها هم می‌آمد، من فرمانده‌ی عملیّات خوزستان بودم. ما را به جلساتی که راجع به جنگ ...

TasvirShakhesshahid350

بصیرت در جبهه‌ها

شهید علی شفیعی

رد پای علی در تمام مراحل یک عملیّات دیده می‌شد. اطلاعات کافی از مرحله‌ی آماده‌سازی داشت که خود مرحله‌ی بسیار حسّاس و پیچیده‌ای است. در ...

TasvirShakhesshahid258

نگران درس‌هایم نباش

شهید حسین واحدی

بضاعتم خیلی اندک بود. به سختی روزگار را می‌گذرانیدم. امّا امیدوار به آینده‌ی حسین بودم. یک شب که برای خبرگیری از وضع او به شهرستان ...

TasvirShakhesshahid256

طرح و توسعه‌ی درخت‌های جاده‌ی تهران کرج

شهید عباس بهجت حقیقی

شهید حقیقی را دقیق‌تر از پیش می‌خواند؛ و این ابتدای جدا شدن راه من و او بود. من افتادم دنبال کارهای فنّی و او سفت ...

TasvirShakhesshahid254

خمپاره‌ی خشایار

شهید مهدی زندی‌نیا

«خب حاضرید؟ همه هستند؟»«همه هستند، بفرما حاج آقا.»مهدی نقشه‌ی کالک را روی دیوار چسباند. مثل همیشه صحبتهایش را آرام و متین شروع کرد: «عملیّات کربلای ...

TasvirShakhesshahid254

قایق‌های عساکره

شهید مهدی زندی‌نیا

مثل همیشه سرش توی نقشه‌ای بود و متوجّه آمدنم نشده بود. به شوخی پا زدم و بلند گفتم: «سلام فرمانده!»یکه خورد، بغل وا کرد و ...

TasvirShakhesshahid252

اوّل فکر کنید بعد حرف بزنید

شهید محمّد قاسم‌زاده

همیشه به بچّه‌های اتّحادیّه‌ی انجمن اسلامی اندیمشک می‌گفت: «اوّل فکر کنید، بعد حرف بزنید…» و به قدری این جمله را تکرار می‌کرد و تأکید داشت ...

TasvirShakhesshahid251

امروز نوبت نقد است

شهید محسن هنردوست

من با «محسن» دوستی دیرینه‌ای داشتم. پیشتر از آن‌که او در «دانشگاه» مشغول به تحصیل شود، ما روزهای بسیاری را در کنار هم گذرانده بودیم. ...

TasvirShakhesshahid250

‌از دانشگاه، تا جبهه

شهیدان احدی

هر سه ، دوست و همشهری بودند، از بچّه‌های گل «ملایر»! و در یک سال با هم وارد دانشگاه شدند. شهید «احدی» و «ساکی» پزشکی ...

صفحه 9 از 59« بعدی...7891011...203040...قبلی »