Advertisement

قرآن

عقاید

فقه و اصول

حدیث

فلسفه

عرفان

اخلاق

ادیان و مذاهب

تاریخ و تراجم

کتابشناسی

گوناگون

   
   
 
قواعد کلی فقهی و استثنائات آنها نسخه PDF چاپ ارسال به دوست

بسم الله الرحمن الرحیم
سید محمد مهدی رفیعی(رفیع پور)

قواعد کلی فقهی و استثنائات آنها

فقها در کتب فقهی خود برخی از قواعد و احکام عام فقهی را ذکر کرده اند که بعضا ً استثناهایی به آنها خورده است . به جهت اهمیت این مسأله و دخالت این احکام در احاطه به علم فقه ، برخی از آنها را ذکر می کنیم .

 

الف- هر مشکوک الطهارتی محکوم به طهارت است و در این میان فرقی بین این که شک ما به جهت احتمال عین نجس بودن امر مشکوک و یا ااحتمال نجاست عارضی باشد ، نمی کند .
 
استثناء:
رطوبت خارج شده از انسان بعد از بول یا منی ، قبل از انجام عمل استبراء ؛ لذا شک در نجاست این رطوبت ، ملازم با حکم به نجاست اوست .(العروة الوثقی/ج۱/ص۱۴۹/فصل فی النجاسات)


ب- خون کمتر از مقدار یک درهم در نماز ، چه در بدن باشد و چه در لباس ، مبطل نماز نیست و در این بین فرقی بین خون خود مصلی یا غیر او نمی باشد .

استثنائات :
۱- خون حیض ، نفاس ، استحاضه .
۲- خون حیوان یا انسان نجس العین  .
۳- خون مردار .
۴- خون حیوانات حرام گوشت .(العروة الوثقی/ج۱/ص۲۰۶/فصل فیما یعفی عنه فی الصلوة)


پ- نبش قبر مسلمان جایز نیست .

استثنائات :
۱- هنگام دفن میت در مکانی غصبی و یا دفن او به همراه کفن مغصوب و یا به همراه مالی مغصوب ، اگر مالک راضی نباشد باید جهت احقاق حق او یا صاحب مال یا کفن ، نبش قبر نمود ؛ در این حکم فرقی بین دفن عمدی و یا از روی سهو و نسیان نیست .
۲- اگر غسل ، کفن و یا حنوط میت انجام نشده باشد مادامی که هتک حرمت او نشود ، جایز است جهت انجام این اعمال ، نبش قبر شود .
۳- اگر اثبات حقی منوط به مشاهدۀ جسد میت باشد ، نبش قبر جایز است .
۴- اگر میت در مکانی که مستلزم هتک حرمت اوست دفن شود ، نبش قبر جایز است ؛ مانند تدفین او در چاه و فاضلاب و یا زباله دان و نیز تدفین در قبرستان کفار .
۵- اگر بر میت ، از حیوانی وحشی ، سیل ، دشمن و موارد این چنینی ترسیده شود ، نبش قبر جایز است .
۶- اگر میت وصیت به تدفین خود در حرم ائمۀ اطهار و مشاهد مشرفه نماید و عمدا ً یا از روی جهل و یا فراموشی چنین نشود ، واجب است مادامی که نبش قبر ، مستلزم فساد بدن و یا هتک حرمتش نشود ، در مکان مورد وصیت تدفین شود . اما نبش قبر و نقل مکان میت بدون وصیت خاصی از او مورد اختلاف آرای فقهاست .(تحریرالوسیلة/ج۱/ص۸۴)
۷- جواز نبش قبر در هنگام تدفین بدون اجازۀ ولی  ویا به جهت دفن برخی از اعضای جدا شده بدن میت مورد اختلاف فقهاست .(العروة الوثقی/فصل فی مکروهات الدفن)


ت- اذان و اقامه در همۀ نمازها مستحب است .

استثنائات :
۱- اگردر نماز جماعت ، امام ، اذان و اقامۀ گفته شده برای نماز را شنیده باشد .
۲- برای شخص مأموم ، در نماز جماعتی که برایش اذان و اقامه گفته شده است .
۳- برای فرد داخل شده به مسجد قبل از متفرق شدن صفوف جماعت ؛ در این مورد اگر نماز جماعت صحیحی با اذان و اقامه خوانده شده باشد و مکان فرد حاضر ، عرفا ً با مکان نماز جماعت یکی باشد اذان و اقامه ساقط می شود چه فرد مذکور خود ، مأموم یا امام نماز جماعت دیگری در همان مکان بشود و یا فرادی نماز خود را بخواند .
۴- اگر فردی برای نماز خود اذان و اقامه گفته باشد و دیگری همۀ فصول آن را شنیده باشد اذان و اقامه از فرد دوم ساقط است .(منهاج الصالحین/سید الخویی/ج۱/مسألۀ۵۶۸)


ج- تعجیل در اقامۀ هر نمازی افضل است .

استثنائات:
۱- نماز ظهر ، عصر و صبح برای کسی که قصد إتیان نافلۀ آنها را دارد .
۲- نماز اداء برای کسی که قصد انجام نماز قضا دارد .
۳- کسی که طهارت با تیمم دارد اگر احتمال و امید به رفع مانع وضو دارد . نظر برخی در این فرض این است که اصلا ً تیمم در اینجا صحیح نیست .
۴- تاخیر نماز به جهت دفع بول و غائط .
۵- اگر اقبال قلبی به انجام نماز ندارد.
۶- جهت اقامۀ جماعت به حدی که افراط در تاخیر در نماز نشود ( و طبق نظر برخی از محققین سبب فوت شدن وقت فضیلت نشود ) ؛ در همین حکم است اگر تاخیر نماز جهت تحصیل ثواب بیشتر دیگری مثل حضور در مسجد باشد .
۷- تاخیر نماز ظهر جهت فرار از گرمای شدید .
۸- تاخیر نماز صبح جهت انجام نماز شب بعد از به جا آوردن چهار رکعت آن .
۹- مسافری که عجله دارد .
۱۰- تاخیر نماز عصر و عشاء جهت اقامه در وقت فضیلتش .
۱۱- نماز مغرب و عشاء برای محرمی که از عرفات به مشعر می رود تا نیمۀ شب ، قابل تاخیر است .
۱۲- نماز مغرب برای روزه داری که کسی برای افطار منتظر اوست و یا خود او میل شدید به افطار دارد .
۱۳- مربی و دایۀ کودک که لباس نجس دارد نماز ظهر و عصر را به تاخیر می اندازد تا با نماز مغرب و عشاء با یک طهارت در لباس بخواند .
۱۴- تاخیر نماز ظهر و مغرب به آخر وقت فضیلتش در زن مستحاضه به استحاضۀ کثیره به جهت اقامۀ آنها با نماز عصر و عشاء به غسل واحد.(العروةالوثقی/ج۲/ص۲۶۹-۲۶۶/فصل فی اوقات الرواتب)


چ- عدول در نیت از نمازی به نماز دیگر صحیح نیست .

استثنائات:
۱- در نماز عصر یا عشاء ؛ زمانی که در بین نماز متوجه شود که ظهر یا مغرب را به جا نیاورده است البته اگر محل عدول نگذشته باشد ( یعنی در نماز عشاء در رکعت چهارم نباشد )
۲- اگر دو یا چند نماز قضاء به عهده دارد و نمازها را به ترتیب انجام نداده ، در صورت عدم تجاوز محل عدول ، عدول به نماز قبل واجب است .
۳- کسی که نماز قضائی به عهده دارد اگر نماز اداء را انجام داد و محل عدول هم نگذشته است مستحب است عدول به قضا کند .
۴- عدول از فریضه به نافله جهت ادراک نماز جماعت بعد از اقامه شدن نماز جماعت و عدم تجاوز محل عدول ، یعنی به رکوع رکعت سوم وارد نشده باشد .
۵- عدول از فریضه به نافله در روز جمعه برای کسی که سورۀ جمعه را قرائت نکرده است . البته کسی که در نماز سورۀ دیگری غیر از سورۀ جمعه ( حتی سورۀ توحید ) را خوانده و به نصف نرسیده است می تواند سورۀ جمعه را بخواند .
۶- اگر در بین نماز احتیاط ، متوجه عدم نقص نماز اصلی خود شود می تواند نماز احتیاط را قطع کرده و یا عدول به نافله نماید .
۷- عدول از نماز شکسته به تمام برای کسی که در حین نماز، قصد اقامت ده روز کند .
۸- عدول از نماز تمام به نماز شکسته برای کسی که در حین نماز ، قصد شکستن نیت اقامت ده روز خود را کند و هنوز نماز تمام هم در سفر نخوانده است .
۹- عدول از نماز شکسته به تمام یا بر عکس در اماکن تخییر بین شکسته یا تمام و در همین حکم است نماز مسافر جاهل به حکم و یا جاهل به موضوع بعد از رفع جهلش و قبل از گذشتن محل عدول .
۱۰- عدول از قصر به تمام و بر عکس در مسافری که در راه رفت یا برگشت به حد ترخص برسد .(العروةالوثقی /ج۲/ص۴۵۸-۴۵۴/کتاب الصلاة/فصل فی النیة )

< در مورد شمرده شدن چهار استثنای اخیر به عنوان موارد عدول ، مسامحه ای شده است .>


ح - نماز مستحبی به جماعت خوانده نمی شود .

استثنائات:
۱- نماز استسقاء .
۲- نماز عیدین ( مستحب بودنش مبنی بر عدم اجتماع شرایط وجوب است .)
۳- نمازی که دوباره به جماعت خوانده شود .
۴- نماز فریضه ای که به قصد تبرّع برای غیر خوانده شود .
۵- نمازی که به عنوان احتیاط مستحب خوانده شود .(العروةالوثقی/کتاب الصلوة/فصل فی الجماعة/المسألة۲)

 

خ- روزۀ مسافر صحیح نیست .

استثنائات:
۱- روزۀ سه روز که بدل قربانی تمتع است .
۲- روزۀ بدل از یک شتر برای کسی که از عرفات عامداً قبل از غروب بیرون رفته باشد ؛ این روزه ۱۸ روز می باشد .
۳- کسی که نذز می کند در سفری خاص روزه باشد و یا نذر او اعم از حال سفر یا حضر باشد و به این اعم بودن هم تصریح شود ؛ لذا اگر به طور مطلق فقط نذر روزه کند ، در سفر ، روزه اش صحیح نیست .
۴- سه روز ، روزۀ حاجت در مدینۀ منوره و هر چند مشهور فقها قیدی برای این روزه قرار نداده اند ولی احوط إتیان این روزه در سه روز آخر هفته است .(العروةالوثقی/ج۳/کتاب الصلوة/فصل فی شرائط صحة الصوم)


د- بین تمام بودن نماز با صحت روزه و بین شکسته بودن نماز با افطار صوم ، تلازم است .

استثنائات :
۱- از حکم فوق اماکن اربعه ( مسجدالحرام ، مسجدالنبی ، مسجد کوفه و حائر حسینی –علیه السلام- ) استثناء شده است چون در این اماکن مسافر برای نماز بین قصر و اتمام ، مخیر است ولی باید روزه اش را افطار کند .
۲- کسی که بعد از زوال ، جهت سفر خارج می شود باید بر روزه اش باقی باشد و حال آنکه نمازش شکسته است .
۳- کسی که از سفر ، به وطنش باز می گردد اگر بعد از زوال ، بازگشت باید روزه اش را افطار کند ولی نمازش تمام است. (العروةالوثقی/ج۳/کتاب الصلوة/فصل فی شرائط وجوب الصوم)

۴- شیخ طوسی –رحمه الله- فتوی داده است که کسی که قصد دارد به مسافت ۴ فرسخی وطنش برود و آن روز را قصد رجوع ندارد باید روزه اش را بگیرد ولی نمازش مخیر بین قصر و اتمام است . وی در نظر دیگرش آورده است که کسی که به غرض تجاری به صید می رود باید روزه را افطار و نماز را تمام کند ، علی رغم باطل بودن این نظر ، ابن ادریس مدعی اجماع بر این فتوا است . (جواهرالکلام/کتاب الصوم/النظر الثالث فی اللواحق و فیه مسائل)


ذ- غیبت حرام است .

استثنائات :
۱- غیبت متجاهر به فسق در غیر از عیوب پنهانی او .
۲- غیبت ظالم توسط مظلوم و احتیاط مستحب است که قصد انتصار و نجات از ظلم داشته باشد .
۳- غیبت به جهت نصیحت مومن .
۴- غیبت شخصی به جهت نهی از منکر وی در جایی که نهی از منکر به طریق دیگر ممکن نباشد .
۵- ترس از خطر فرد مغتاب برای دین مبین .
۶- غیبت شهود در زمان جرح آنان .
۷- غیبت فرد مغتاب برای دفع خطری از او که لازم است از او دفع شود .(منهاج الصالحین/سید الخویی/ج۱/مسألۀ ۲۹)


ر- کذب (إخبار به امر غیر واقعی) جایز نیست .

استثنائات :
۱- تکلم به صورت إخبار از روی هزل ، بدون قصد حکایت و إخبار .
۲- کذب ولو در غالب قسم دروغ ، برای دفع ضرر از خود یا مومن دیگر .
۳- کذب برای اصلاح بین مومنین .
۴- توریه ؛ یعنی تکلم به کلامی که معنی ظاهری آن غیر از معنی واقعی ای است که متکلم آن را نیت کرده است . (منهاج الصالحین/سید الخویی/ج۲/مسألۀ ۳۵)


ز- غناء جایز نیست .

استثناء :
غنای زنان در مجالس عروسی اگر با عمل حرامی همراه نشود . (منهاج الصالحین/سید الخویی/ج۲/مسألۀ ۱۷)


س- نظر به زن اجنبیه برای مردان و نظر به مرد اجنبی برای زنان جایز نیست .

استثنائات:
۱- نظر مرد به وجه و کفین زن .
۲- نظر زن به کل اعضای مرد ، که متعارف ، عدم ستر آنها است .
۳- نظر مردی که قصد ازدواج با زنی دارد به صورت ،مو ،گردن ،ساعد و ساق آن زن .
۴- نظر مرد به زنان اهل ذمه بلکه مطلق کفار .
۵- نظر به زنان مسلمانی که مقید به حجاب نیستند .(این مورد ، نظر جماعتی از علما می باشد)
۶- نظر و لمس کودک غیر ممیّز .
«در موارد فوق به جز مورد سوم ، شرط عدم تلذذ و ریبه هم شده است.»
۷- نظر به زنان پیری که از سن ازدواج آنها گذشته است در آنچه که متعارف از سوی آنان ، عدم پوشش آن است .
۸- در مقام اداء یا تحمل شهادت در حد ضرورت .
۹- در مقام معالجۀ مریض وقتی که رجوع به شخص هم جنس ممکن نباشد .
۱۰- در مقام تزاحم ، وقتی که عدم نظر به نامحرم ، مستلزم ترک امری اهمّ در نظر شارع باشد .(العروةالوثقی/کتاب النکاح)


ش- دادن یا گرفتن ربا جایز نیست .

استثنائات :
۱- ربای بین والد و ولد بنا بر مشهور .
۲- ربای بین زن و شوهر بنا بر مشهور .
۳- ربای بین مسلمان و کافر حربی که بنا بر مشهور مسلمان می تواند از کافر حربی اخذ ربا کند نه برعکس.(تحریرالوسیلة/ج۱/ص۴۹۵)


ص- بیع و فروش وقف جایز نیست .

استثنائات :
۱- اگر مکان یا امر موقوف به نحوی خراب شود که دیگر قابل انتفاع نباشد ولی اصلش باقی باشد مثل حیوان مذبوح یا حصیر پاره شده .
۲- اگر طوری خراب شود که نفع اصلی آن منتفی شود ولو منافع جزئی دیگری که عرفاً کالعدم است ، داشته باشد .
۳- اگر واقف در شرایط خاصی مثل کم شدن منفعت ، زیاد شدن مالیات و یا منفعت دار بودن فروشش و امثال این موارد ، شرط فروش وقف را کرده باشد .
۴- اگر اختلاف شدیدی بین موقوف علیهم رخ دهد به طوری که ترس از اتلاف نفوس و اموال پیش آید .
۵- اگر بدانیم که واقف در قوام وقف ، عنوان خاصی مثل باغ یا حمام بودن وقف را لحاظ کرده است و این عنوان زایل شود ، در این زمان فروش وقف صحیح است ولو منافعش همچنان باقی باشد .
۶- اگر شرایطی پیش آید که منجر به خراب شدن موقوفه به نحوی که نفع معتنی به آن ساقط شود ؛ در این موارد باید تا آخرین ازمنۀ امکان بقای عین موقوفه صبر کرد و بعد آن را فروخت .(منهاج الصالحین/سید الخویی/ج۲/مسالۀ۹۵)


ض- واهب می تواند از هدیۀ خود رجوع کند هر چند هدیه گیرنده ، آن را قبض کرده باشد .

استثنائات :
۱- اگر هبه به رحم باشد البته زوج و زوجه در حکم اجنبی هستند .
۲- اگر عین موهوبه تلف شده یا متغیر باشد به نحوی که صدق عدم بقای آن بشود .
۳- اگر موهوب له عوضی به واهب در مقابل هدیه بدهد ولو شرط عوض در هبه نشده باشد .
۴- وقتی که واهب به قصد قربت هدیه بدهد .
۵- وقتی که متّهَب ، تصرفی ناقل ، مثل فروش در عین هبه نکند .(این مورد، اختلافی است). (تحریر الوسیلة/ج۲ کتاب الهبة/مساله۸/ص۵۱ *** منهاج الصالحین/سید الخویی/ج۲/مساله۹۷۴)


ط- در ازدواج زن بالغ رشید ، اذن پدر یا جد ، شرط است .

استثنائات :
۱- وقتی که دختر محتاج به ازدواج باشد و اجازه از پدر یا جد هم به علت غیبت یا حبس او دشوار باشد .
۲- اگر پدر یا جد ، دختر را از ازدواج باکسی که شرعاً و عرفاً هم کفو اوست منع کنند و خود دختر هم متمایل به آن ازدواج باشد .
۳- اگر پدر یا جد ، دختر را در امور خود آزاد گذاشته باشند و در آن دخالت نمی کنند .
۴- اگر پدر یا جد ، مسلمان نباشند .(تحریر الوسیلة/ج۲/کتاب النکاح *** منهاج الصالحین/ج۲ *** جامع المسائل/آیة الله فاضل لنکرانی/ج۲/مساله ۹۹۱)


ظ- اجازۀ شوهر برای خروج همسر دائمی او از منزل لازم است .

استثنائات :
۱- برای یادگیری امر واجبی مثل عقائد و احکام .
۲- برای انجام کاری واجب مثل حج .
۳- برای معالجه و مداوا اگر در منزل ممکن نباشد .
۴- برای فرار از ضرر جانی ، مالی یا آبرویی .
۵- برای شکایت به حاکم .
۶- برای کسب نفقه اگر شوهرش توانایی تهیۀ نفقه را ندارد و یا عمداً از او باز می دارد .
۷- اگر در ضمن عقد ، شرط خروج از منزل بدون اجازۀ شوهر و یا به خاطر کار معینی را کرده باشد .
۸- اگر بقای در منزل مستلزم عسر و حرج زیاد شود . (جامع المسائل/آیة الله فاضل لنکرانی/ج۱/مساله ۷۵۴)


ع- تاخیر در اجرای حدّ ِ ثابت شده جایز نیست .

استثنائات :
۱- اگر مرتد حلی قبل از توبه ، دیوانه شود .
۲- زن مستحاضه قبل از پاک شدن ( در غیر قتل ) .
۳- مریضی که ترس از مرگ او است ( در غیر قتل ) .
۴- در بلد کفر تا زمانی که از آن خارج شود .
۵- در گرمای شدید یا سرمای زیاد که مستلزم ضرر بیش از مقدار حدّ و یا مرگ باشد .
۶- مجرمی که به حرم مکه ( با حدود معین آن ) پناه می برد که اینجا بر او تضییق می شود تا خارج از حرم شود و سپس اجرای حدّ شود .
۷- اگر زن حامله باشد ولو با زنا ، و ترس از حمل او باشد و اگر حیات طفل مبتنی بر شیر خوردن از زن هم باشد ، به مدت لازم به او مهلت داده می شود ( در مجازات سنگسار ) .
۸- اگر زن در نفاس باشد و مستحق جلد گردد و ترس از طفل او یا مرگ خود او یا ضرر بیش از مقدار حدّ برایش باشد .
۹- اگر حاکم مصلحت را در تاخیر اجرای حدّ بداند  .(جامع المسائل/آیة الله فاضل لنکرانی/ج۲/مساله ۱۱۷۷)


 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

اوقات شرعي



سایت های مفید

حاضرین در سایت

حاضرین در سایت : 14 نفر مهمان

لینک Rss مطالب