آیا می توان با آیه «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن‏» لزوم تفسیر قرآن به قرآن را ثابت کرد؟

پاسخ اجمالی

یکی از آیاتی که به روش تفسیر قرآن به قرآن راه نمایی می نماید، آیه شریفه «افَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرانَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً» است. از این آیه برداشت می شود که اولاً: قرآن به گونه اى است که فهم عادى بشر به آن می رسد و گرنه تشویق به تفکر در آن معنا نداشت.
ثانیاً: آیات قرآن می توانند مفسر یکدیگر باشند؛ زیرا یکى از موارد تدبّر آن است که وقتى می خواهیم حکمى را از قرآن استنباط کنیم، باید به همه آیاتى که در آن زمینه نازل شده اند، توجه کنیم و آنها را به یکدیگر ارجاع دهیم و تنها در این صورت است که مشخص می شود آیات با یکدیگر اختلافى ندارند.
 

پاسخ تفصیلی

روش تفسیر قرآن به قرآن، مهم ترین شیوه تفسیرى است که هم از خود قرآن و هم از احادیث پیامبر اکرم(ص) و امامان(ع) فهمیده می شود. در این روش، اصل در فهم قرآن، رجوع به خود قرآن است و براى فهمیدن مفهوم یک آیه، به آیات دیگر مراجعه می شود و حدیث و سخن معصومان(ع) در این روش مبیّن و مؤید است.[۱]
الف. آیاتى از قرآن کریم ما را به تفسیر قرآن به قرآن راهنمایى می کنند که آیه مورد پرسش یکی از آنها است:
«افَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرانَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً».
[۲] از این آیه فهمیده می شود که اولاً: قرآن به گونه اى است که فهم عادى بشر به آن می رسد و گرنه ترغیب به تفکر در آن معنا نداشت. ثانیاً: آیات قرآن می توانند مفسر یکدیگر باشند؛ زیرا یکى از موارد تدبّر آن است که وقتى می خواهیم حکمى را از قرآن استنباط کنیم، باید به همه آیاتى که در آن زمینه نازل شده اند، توجه کنیم و آنها را به یکدیگر ارجاع دهیم و تنها در این صورت است که مشخص می شود آیات با یکدیگر اختلافى ندارند.[۳]
همچنین در آیات دیگری می خوانیم:
«اللَّهُ نَزَّلَ احْسَنَ الْحَدیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِىَ».
[۴] در این آیه شریفه، قرآن به عنوان کتاب متشابه و مثانى معرفى شده است که برخى از آیات به برخی ‏دیگر شبیه و ناظرند و هر یک از آنها دیگرى را بیان و شرح می کند، بدون این که اختلافى در آنان یافت شود و یکدیگر را نفى کنند.[۵]
«وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَىْ‏ءٍ».
[۶] خداوند در این آیه قرآن را تبیین کننده همه چیز معرفى نموده است، و کتابى که ‏درصدد بیان همه چیز است قطعاً بیان کننده آیات خود نیز هست و این عمل با ارجاع آیات به همدیگر امکان پذیر می شود.
اوصاف دیگر قرآن، همانند هدایت، نور، بیان، مبین و ذکر نیز بسان کلمه «تبیان» می توانند ما را به تفسیر قرآن به قرآن راه نمایند؛ مانند نور که مُظهِر غیر خود است و خود را نیز نشان می دهد.
ب. روایات فراوانى داریم که تأکید دارند خود قرآن مفسّر خود است و باید در تفسیر آیات از قرآن استفاده کرد.
امام علی(ع) می فرماید: «کتاب خدا بعضى از آن، بعضى را تصدیق [و تأیید] می کند».
[۷] و «بعضى از آیات تفسیر بعض دیگر، و برخى گواه برخى دیگر است».[۸]
امام باقر(ع) می فرماید: «هیچ مطلبى در کتاب خدا یافت نمی شود مگر این که در همان کتاب، دلیلى گویا از خداوند بر آن دلالت دارد، از چیزهایى که مردم نمی دانند».
[۹]
امامان معصوم(ع) در عمل، این روش را پیش گرفته و آن را به شاگردانشان نیز آموخته اند.
علامه طباطبایى(ره)، براى اثبات بهترین روش تفسیرى، یعنى تفسیر قرآن به قرآن، می نویسد:
در تفسیر آیات قرآنى یکى از سه ‏راه را در پیش داریم:
۱ – تفسیر آیه به تنهایى با مقدمات علمى و غیر علمى که در نزد خود داریم.
۲ – تفسیر آیه به کمک روایتى که در ذیل آیه از معصوم رسیده است.
۳ – تفسیر آیه با استمداد از تدبّر و استنطاق(به سخن درآوردن قرآن برای خود) معناى آیه از مجموع آیات مربوطه و استفاده از روایت در صورت امکان.
طریق اول، قابل اعتماد نیست و در حقیقت از قبیل تفسیر به رأى می باشد مگر در جایى که با طریق سوم توافق کند.
طریق دوم، روشى است که علماى صدر اسلام داشتند و قرن ها رایج و مورد عمل بود و تاکنون نیز میان اخباریین اهل سنت و شیعه مورد عمل می باشد و طریقه اى است محدود در برابر نیاز نامحدود؛ زیرا ما در ذیل شش هزار و چند صد آیه قرآنى صدها و هزارها سؤالات علمى و غیر علمى داریم، پاسخ این سؤالات و حل این معضلات و مشکلات را از کجا باید دریافت نمود؟ آیا به روایات باید مراجعه نمود؟ در صورتى که آنچه نام روایت نبوى می شود بر آن گذاشت از طریق اهل سنت و جماعت به دویست و پنجاه حدیث نمی رسد، گذشته از این که بسیارى از آنها ضعیف و برخى از آنها غیر قابل قبول می باشند و اگر روایات اهل بیت را که از طریق شیعه‏ رسیده در نظر آوریم درست است که به هزارها می رسد و در میان آنها مقدار قابل توجهى احادیث قابل اعتماد یافت می شود، ولى در هر حال در برابر سؤالات نامحدود کفایت نمی کند، گذشته از این که بسیارى از آیات وجود دارد که در ذیل آن از طریق عامه و خاصه حدیث وارد نشده است.
طریق سوم همان روشى است که پیغمبر اکرم(ص) و اهل بیت او در تعلیمات خود به آن اشاره فرمودند.
[۱۰]

 

 

منبع:اسلام کوئست


پی نوشت:

[۱]. ر.ک: «پیشینه روش تفسیر قرآن به قرآن»، سؤال ۴۲۳۴۲.

[۲]. نساء، ۸۲: «آیا درباره قرآن نمی اندیشند؟! اگر از سوى غیر خدا بود، اختلاف فراوانى در آن می یافتند».

[۳]. ر.ک: طباطبایى، سیدمحمد حسین، قرآن در اسلام‏، ص ۸۵ – ۱۰۰، تهران،  ‏دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۵۳ش.‏

[۴]. زمر، ۲۳: «خداوند بهترین سخن را نازل کرده، کتابى که آیاتش [در لطف و زیبایى و عمق و محتوا] همانند یکدیگر است آیاتى مکرّر دارد».

[۵]. ر.ک: طباطبایى، سیدمحمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن‏، ج ‏۱۷، ص ۲۵۵ – ۲۵۶، قم، اسماعیلیان‏، چاپ دوم، ۱۳۷۱ش.

[۶]. نحل، ۸۹: «و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است».

[۷]. «إِنَّ کِتَابَ اللَّهِ لَیُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً»؛ شیخ صدوق، التوحید، محقق، مصحح، حسینی، هاشم‏، ص ۲۵۵، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.

[۸]. «وَ یَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَ یَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْض»؛‏ شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۱۳۳، ص ۱۹۲، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.

[۹]. «لَیْسَ شَیْ‏ءٌ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ إِلَّا عَلَیْهِ دَلِیلٌ نَاطِقٌ عَنِ اللَّهِ فِی کِتَابِهِ مِمَّا لَا یَعْلَمُهُ النَّاسُ»؛ برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین،‏ ج ‏۱، ص ۲۷۰، قم، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۷۱ق.

[۱۰]. قرآن در اسلام‏، ص ۸۷ – ۸۹٫