بسم الله الرحمن الرحیم

کاری که ما در این کلاس انجام می دهیم آن است که می خواهیم اصول و قواعد کلی تحقیق در زمینه منابع سیره معصومان علیهم السلام را یاد بدهیم.

قانون اولی که باید در راستای  سیره شناسی ائمه معصومین یاد بگیریم آن است که برای اطلاع از هر واقعه ای، یا باید خودمان در آن جریان حضور پیدا کنیم و یا باید از کسی بشنویم. حال سلسله نقل هایی که از هر واقعه به ثبت می رسد، یا راویان شیعی دارد و یا سنی. بنابرین حداقل بخش عمده ای از منابع تاریخی مان، با ناقلین سنی مذهب گره خورده است. پس شناخت این دسته جزو ملزومات کار سیره شناسی است. برای همین دسته بندی های فقهی و گرایشات اعتقادی فرقه اهل سنت را به طور مختصر شرح می دهیم:SiriNejad-13960621-ManabesireMasuman-Thaqalain-Ir (1)

دسته بندی اول؛ دسته بندی فقهی

نکته ای که قبل از بررسی دسته بندی های فقهی اهل سنت باید بررسی شود، این است که باید بدانیم از لحاظ فقهی اهل سنت به دو دسته تقسیم می شوند؛ آنها یا اهل رأی و قیاس هستند یا اهل حدیث. تفاوت این دو دسته آنجاست که جماعت اهل رأی و قیاس میانه خوبی با حدیث ندارند. حال با این نگاه، دسته بندی فقهی اهل سنت را واکاوی می کنیم.

دسته اول: حنفیه

اولین گروه در دسته بندی فقهی، حنفی ها هستند که امام آنان ابوحنیفه نام دارد که در میان آنان مشهور به «امام اعظم» است. اگر یک وقت در جایی شنیدید که گفتند: امام ما امام اعظم است بدانید که آنان در ذیل حنفیون هستند. حال این ها بر مذهب رأی و قیاس اند. اینها به طور کلی با حدیث ضدیت دارند و به همین خاطر به رأی و قیاس پناه آورده اند.

به طور مختصر علت حدیث گریزی حنفی ها این است که آنان برخی از ناقلین دسته اول حدیث (صحابه)، نظیر ابوهریره و عایشه و … را قبول نداشته و با روایات آنان مخالفت می ورزند. چراکه می گویند آنان بعد از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به ایشان دروغ بسته‌اند. برای همین اکثر احادیث را قبول ندارند. حتی مشهور است که گویند ابوحنیفه تنها هفده روایت را پذیرفته بود[۱].

دسته دوم: مالکیه

گروه دوم مالکی ها هستند. که امام آنان مالک بن انس است. و اصطلاحا او را «امام دار هجره» می دانند. دار هجره همان مدینه است. و از خصوصیات ویژه آنان پذیرش عمل اهل مدینه است.

دسته سوم: شافعیه

سومین گروه مذهب شافعیه است که امام آنان محمد بن ادریس شافعی است و اصطلاحاً او را «ناصر السنه» می نامند.

دسته چهارم: حنبلیه

چهارمین گروه حنبلی ها هستند که امامشان احمد بن حنبل نام دارد.

به غیر از حنفی ها که مکتب اهل رأی  قیاس نام دارند، مکتبشان اهل حدیث است. اهل حدیث، با حنفی ها نزاع و دشمنی بسیار دارند.SiriNejad-13960621-ManabesireMasuman-Thaqalain-Ir (3)

مکاتب دیگر اهل سنت

این چهار فرقه از قرن هفتم رسمی تر شد، چه آنکه پادشاهی آمد و گفت من مذاهب دیگر را به رسمیت نمی شناسم. و حصر اجتهاد[۲] صورت گرفت ولی اهل سنت مکاتب فقهی دیگری نیز دارند که بسیاری از آنها منقرض شده و برخی دیگر نیز آنان هنوز طرفداران خود را حفظ کرده اند که برخی از آنان عبارتند از: مذهب سفیان سوری، مذهب اوزاعی، مذهب طبری و مذهب ظاهریه[۳] و …

دسته بندی کلامی اهل سنت

اهل سنت در زمینه کلام به دو دسته کلی تقسیم می شوند. یعنی عده ای از آنان کلام را قبول دارد که متکلم نام دارند. و برخی دیگر کلام را قبول ندارند که ذم الکلامی[۴] نام دارند.

متکلمین

متکلمین اهل سنت در ذیل سه دسته قرار می گیرند:

دسته اول مذهب اشعری هستند که ابوالحسن اشعری امام این مکتب است.

دسته دوم ماتریدیه هستند که امام آنها ماتریدی نام دارد.

دسته سوم معتزله هستند

ذم الکلامی

ذم الکلامیه همان سلفی ها هستند که به شدت مخالف علوم عقلیه هستند. آنها به صورت جدی منطق دانان و فلسفه خوانان را دشمن می دارند. مثلا ابوعلی سینا را رأس الکفار می دانند. آنها می گویند: اگر عقل در جایی معارض هر حدیثی قرار گرفت، حرفش باطل است و هیچ جایگاهی ندارد. بنابرین آنان با این نگاه حتی علمای بزرگ اهل سنت، نظیر باقلانی و فخر رازی را هم کافر می دانند.

ابوجعفر طحاوی کتابی را در زمینه اعتقادات اهل سنت نوشته است که در آن حد اشتراک اعتقادات ابو حنیفه، محمد بن حسن شیبانی و قاضی ابویوسف شرح داده شده است. این کتاب امروزه جزو کتب رسمی اعتقادی اهل سنت است. که «العقیده الطحاوی» نام دارد.

بنابرین با توجه به خط مشی دسته بندی های فقهی، حنفی ها در دنیا یا غالبا معتزلی هستند و یا ما تریدی ؛ مالکی ها نیز معمولا اشعری و شافعی ها هم در طول تاریخ غالبا اشعری بوده اند و همچنین حنبلی ها به سلفیه گرایش دارند. ولی این چهار مکتب در چهار مکتب فقهی ضرب می شوند یعنی ممکن است یک حنفی سلفی هم باشد.

اعتقاد اهل سنت در رابطه با صحابه

حال اعتقاد رایج اهل سنت در مورد صحابه این طور است که می گویند: افضل الناس بعد النبی ابوبکر است و پس از او به ترتیب عمر بعد عثمان بعد حضرت علی علیه‌السلام است.

در میان اهل سنت، اهل حدیث خلافت ابوبکر را منصوص می دانند؛ متکلمین آنان می گویند ما نصی برای اهل خلافت ابوبکر نداریم. درست برخلاف نظر شیعه که می گوید نص داریم، آن هم علی علیه السلام است.SiriNejad-13960621-ManabesireMasuman-Thaqalain-Ir (4)

حال اگر کسی به هر نحوی خلاف این رویه را در نظر گیرد، رمی به فرق دیگر می شود. مثلا اگر کسی حضرت علی علیه‌السلام را بیشتر از ابوبکر قبول داشته باشد او را به تشیع متهم می کنند؛ از آن طرف، اگر کسی با علی علیه السلام و با عثمان مشکل داشته باشد نیز وی را خارجی می نامند.

حال می خواهیم به کاربرد این مسائل پی ببریم:

در کنار این اصطلاحات اهل سنت، هر کسی که با حضرت علی علیه السلام دشمنی ورزد اصطلاحا به وی ناصبی گویند. خصوصیت این اصطلاح آن است که از رسول خدا حدیث داریم که «یا علی لا یبغضک الا منافق». پس هر کس سب علی علیه السلام کند او را می بایست منافق خواند. سپس وقتی به قرآن رجوع می کنیم، کذب را اولین صفت منافق میابیم[۵]. باید دانست که در گذشته بنا بر همین اساس هیچ یک از علمای اهل سنت روایات نواصب را نمی پذیرفتند. و اولین کسی که جرأت نقل روایت از افراد ناصبی را پیدا کرد امام شافعی بود که به عنوان بزرگترین مروج وثاقت نواصب در جهان اسلام شناخته می شود.

مثلاً: ابن حزم خودش از مشهورترین ناصبی ها است، در صفحه ۱۲۵ جلد ۴ کتاب « الفصل فی الملل و الاهوال و النحل» بیان می کند که «برای همه مبرهن است که قاتل علی علیه‌السلام (ابن ملجم) اجتهاد نموده و در هر صورت او برای این فتوا ثواب می برد». اما در واقع او از پیشوای سابق خود یعنی امام شافعی خط گرفته است. چه آنکه امام شافعی نیز در باب «قتال اهل البغی و اهل رده» در جلد پنجم کتاب الام صفحه پانصد و نوزده، همین مضمون را نقل کرده است[۶] و ابن ملجم را خاطی و مأجور خوانده است.

اهمیت این مطلب در جایی روشن می گردد که از ابن حزم در همین کتاب آورده است «موقعی که حضرت امام حسن عسکری فوت کرد، هیچ بچه ای نداشت و بلا عقبه بود. سپس یکی از برادران امام عسکری به نام جعفر بن علی، ادعای میراث کرد و گفت: پول برادر من را بدهید. سپس قاضی شهر سامرا هفت سال صبر کرد تا اگر فرزندی از همسران امام پیدا شد، ارث وی را به او بدهند؛ اما از هیچ یک از کنیزهای حضرت بچه ای به دنیا نیامد. بنابرین او حکم کرد که اموال امام حسن عسکری علیه‌السلام به جعفر برسد.

حال اگر این مطالب روشن نگردد، چنین نقلی که از یک ناصبی درآمده است، جایگاهی پیدا می کند. چنانچه همین مطلب رفرنس محقق ارجمندی به نام طباطبایی قرار گرفته است. او که درصدد بیان تکامل عقاید شیعه در طول تاریخ است، بدون توجه به عدم اعتبار نقل های ابن حزم، این کلام را در کتاب خویش آورده است که خود این مطلب سبب تردید عده ای  نسبت به وجود مقدس امام زمان عج الله تعالی فرجه شده است.

 


 پی نوشت

[۱] . خوب است که بدانید علی رغم ادعای مشهور، در بین فرق اهل سنت، حنفیه است که بیشترین شباهت به تشیع دارند.

[۲] . حصر اجتهاد در چهار فرقه اول به این معناست که می گویند شما باید بنا بر این چهار مکتب حکم و قضاوت کنید.

[۳] . مذهب ظاهریه امامشان داوود بن علی ظاهری ست عده ای از این مکتب تبعیت می کنند. چیزی که باعث شده که این مکتب یک مقدار طرفداران بیشتری پیدا کنند(خصوصا در آفریقا)، این است که یک عالم معروف به نام ابن حزم در این فرقه جایگاه پیدا کرده است.

[۴] . ممکن است برخی ذم الکلام را با اهل رأی و قیاس خلط کند.

[۵] . «… ان المنافقین لکاذبون» سوره مافقون، آیه ۱

[۶] . «وَقَتَلَهُ ابْنُ مُلْجِمٍ مُتَأَوِّلًا فَأَمَرَ بِحَبْسِهِ»