بنابراین باید ببینیم که ما چه برداشتی از این زندگی داریم و چه استفاده‌ای از این زندگی می‌کنیم. چه طلبه‌ هستیم، چه رئیس هستیم، چه مسئول هستیم، چه مشهور، چه… هر چه هستیم. آیا لعب و لهو است یا نه یاد خدا است، وسیله‌ی تقرّب به خدا است، گره‌گشایی است. در مسیر تحصیل رضای خدا است، کدام یک از این‌ها است. خیلی نکته‌ی دقیقی است. از آن طرف خدای متعال دنیا را این‌طور معرّفی کرد هر چیزی که سرگرمی است، هر چیزی که تو را ارضا نمی‌کند، تو را اسیر نمی‌کند، این دنیا است. از آن طرف ارزش واقعی را خود او به ما گفته است. حالا که دنبال ارزش هستید «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ»[۱]، لذا یکی از شاخص‌های ارزش‌های دنیوی این است که تزاحم دارد. آدم دیگری را مزاحم خود می‌بیند. امّا در ارزش‌هایی که با معیار تقوا است آدم دوست دارد همه‌ی این را داشته باشند. یک ثروتمند دوست ندارد رقیب‌ها بر او پیشی بگیرند ولی آدم متدیّن همه‌ی عالم مسجدی بشوند… لذّت می‌برد که بازار خدا شلوغ شده است. بشنود در یک مدرسه‌ای همه نماز شب می‌خوانند، خجالت می‌کشد چرا من عقب ماندم. هیچ وقت احساس تنگنا در معنویّت نیست. در تقوا نیست ولی دنیا، میدان تزاحم است. آدم باید دیگری را بزند تا خود او برسد. باید پا روی دیگری بگذارد تا خود او بالا برود. همه را خُرد می‌کند که بالا برود. دیگران اگر به ثروت رسیدند، من دیگر نمی‌توانم بازار را قبضه بکنم، باید جلوی آن‌ها را بگیرم امّا در معنویّت این‌طور نیست. آن‌ها که اهل الله هستند می‌گویند: همه با هم به سوی خدا برویم. این دوست دارد برای خدا مشتری ببرد، برای امام زمان علیه السّلام مشتری ببرد. معنویّت به همه می‌گویند: بیایید ولی مادیّت به آن‌ها که مزاحم او هستند می‌گویند: بروید آن‌ها را خُرد می‌کند.

 

 «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ» هر چه درجه‌ی تقوا بالاتر برود ارزش شما… شما که دنبال ارزش هستید. فکر نکنید ثروت، شهرت، ریاست ارزش است. نه ارزش در تقوا است، اگر تقوا داشتید خدا شما را احترام می‌کند، شما را اکرام می‌کند هر کسی را که خدا احترام بکند، دل‌ها هم به او علاقه مند می‌شود، محترم می‌شود. «وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ»[۲].


[۱]– سوره‌ی حجرات، آیه ۱۳٫

[۲]– سوره‌ی منافقون، آیه ۸٫