نظریه عرفان حلقه هم غیر قرانی است و هم غیر واقعی. تحلیل درست این است که بگوییم شیطان هدفش دور کردن انسان از عبودیت الهی و دشمنی با انسان است اما این دشمنی فقط غیر مومنان را به عذاب الهی گرفتار میکند و مومنین در سایه مخالفت با شیطان (نه دوستی با شیطان که در عرفان حلقه مطرح است) و تمسک به دین الهی به سعادت اخروی میرسند.

عرفان حلقه در زمینه شیطان دچار سوء برداشتهایی میباشد که همین منجر به انحرافات فکری برای این فرقه گشته است که به اختصار در ادامه به این سوء برداشتها از شیطان در قرآن و روایات، اشاره میشود.
در عرفان حلقه، شیطان یکی از موحدین معرفی می شود و تمرد شیطان از دستور خداوند را نشانه ایمان او می شمارند در حالی که قران نه فقط عصیان شیطان را گوشزد می کند بلکه صریحا انگشت روی کفر شیطان می گذارد.
شیطان درعرفان حلقه، یک فرشته و ملک معرفی می شود؛ این نگاه، نگاه یهودی ـ مسیحی به شیطان است، نه قرانی. قران کریم تصریح می کند شیطان از جنیان بود و جنس او از آتش بود، نه فرشته. شیطان فقط در صف فرشتگان بود نه از جنس آن ها.
«
خوش بینی نسبت به شیطان» که در میان سران حلقه وجود دارد، ریشه در موحد دانستن شیطان دارد که رهبر عرفان حلقه به صورت پررنگی آن را مطرح می کند. این خوش بینی، یقینا با رویکردی که قران نسبت به شیطان دارد، متفاوت است. قران کریم شیطان را عدو انسان معرفی می کند و از انسان می خواهد که این دشمنی را جدی بگیرد. قران در تعلیماتش تلاش می کند که انسان با عینک خوش بینی با شیطان مواجه نشود. نّ الشیطان لکم عدوّ فاتخ ذوه عدواًّ(فاطر.۶) شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید. جمله «انه لکم عدو مبین» که متجاوز از ده بار در قرآن مجید به دنبال نام شیطان آمده است برای این است که تمام نیروهای انسان را برای مبارزه با این دشمن بزرگ و آشکار بسیج کند.
بزرگنمایی که رهبر عرفان حلقه از قدرت های شیطانی به نمایش می گذارد، با آموزه های قرانی هماهنگی ندارد، بلکه در آثار سینمایی هالیوود این قدرت نمایی با زبان هنر به تصویر کشیده شده است. قران کید شیطان را ضعیف می شمارد و کار او را فقط دعوت و تزیین می شمارد.
در نگاه قران نظام عالم دو قطبی نیست، بلکه نظام هستی همیشه تک قطبی بوده و تا ابد هم تک قطبی خواهد ماند. قران نظام هستی را «توحید محور» می داند و تمامی غیر خدا را مصداق بالذات عدم می داند و مصداق بالعرض وجود و این طور نیست که قبل از سجده بر آدم، نظام عالم تک قطبی بوده باشد و بعد از تمرد شیطان نظام عالم دو قطبی شده باشد. در نگاه توحیدی، دو قطب معنا ندارد، تمامی عوالم با نگاه توحیدی، تک قطبی اند.
شیطان بر خلاف گمان رهبر عرفان حلقه، جزئی از وجود انسان نیست؛ بلکه همان طور که ملائکه بخشی از وجود انسان نیستند، شیطان هم کارش بستر سازی برای ا عمال قوای نفس اماره است. وجود انسان از ابتدای خلقت، متضاد خلق شده بود و دارای دو گرایش الهی و حیوانی بوده است. کار شیطان جهت دادن به گرایش های غریزی و کار ملائکه تقویت گرایش های متعالی است.
جهت مطالعه بیشتر، به مقاله عرفان حلقه و شیطان گرایی نوشته حمزه شریفی دوست که مراجعه شود.

 

 

منبع:پرسمان