عالمان و مفسران قرآن در تفسیر “صراط مستقیم” از دو شیوه نظری و مصداقی بهره جسته اند؛ منظور از نظر شیوه نظری ویژگی هایی است که خداوند در قرآن برای صراط مستقیم بیان کرده است، و مقصود از روش مصداقی؛ مصادیق و کسانی که هستند با پیمودن راه راست و دارا بودن ویژگی های ذکر شده در قرآن، الگو و نمونه بارز صراط مستقیم شدند.

 

مفسران در باره معنا و مقصود آیات قرآن از “صراط مستقیم” نظریاتی اظهار کرده اند که برخی از آنها از این قرار است:

 

۱ – صراط مستقیم؛ یعنی کتاب خدا (قرآن).

 

۲ – صراط مستقیم؛ یعنی راه انبیا و پیامبران الاهی.

 

۳ – صراط مستقیم؛ یعنی اسلام (تسلیم شدن در برابر خداوند).

 

۴ – امام واجب الاطاعه؛ صراط مستقیم در دنیا است و پیروی از او، وسیله عبور از صراط و پل بر روی جهنم در آخرت است.

 

۵ – صراط مستقیم همان آیین خدا پرستی و دین حق و پایبند بودن به دستورات خدا است.

 

۶ – صراط مستقیم؛ دینی است که خداوند به آن فرمان داده است که آن اعم از توحید، عدل و ولایت کسانی است که اطاعت آنان واجب است.

 

پاسخ تفصیلی

صراط” در لغت به معناى بزرگراه وسیع و روشن است. برخى از علماى علم لغت ریشه و اصل واژه‏ى “صراط” را “سراط” مى‏دانند که به معناى بلعیدن است و چون جاده باز و عمومى با فراخى و وضوحى که دارد، گویا سالک را در کام خود مى‏کشد و او را به پیش مى‏برد، به آن “صراط” گفته مى‏شود. ولى برخى از پژوهشگران لغات قرآنى این راى را ناصواب دانسته، صراط را واژه‏اى مستقل و غیر مبدّل مى‏دانند.

 

واژه‏ى “مستقیم” از ماده “ق.و.م” است و بر طلب قیام دلالت مى‏کند. استقامت، طلب قیام از شى‏ء است و طلب قیام، کنایه از ظهور و حصول آثار و منافع هر چیز است و چون آثار و منافع راه در مستوى بودن، نداشتن اعوجاج و گمراه نکردن سالک است، چنین حالتى را قیام آن مى‏دانند. پس راه مستقیم راهى است که نداشتن اعوجاج از آن مطلوب باشد[۱]

 

در قرآن کریم حدود چهل بار در آیات مختلف واژه صراط مستقیم به کار رفته است. یکی از آن آیات، آیه شش سوره حمد است.

 

در آموزه های قرآنی، صراط مستقیم اصطلاحی خاص با معنا و مفهومی ویژه است. این اصطلاح ترکیبی از دو واژه، صراط و مستقیم است.

 

مفسران قرآن در تفسیر “صراط مستقیم” از دو شیوه نظری و مصداقی بهره جسته اند؛ منظور از شیوه نظری ویژگی هایی است که خداوند در قرآن برای صراط مستقیم بیان کرده است. و مقصود از روش مصداقی مصادیق و کسانی است که با پیمودن راه راست و دارا بودن ویژگی های ذکر شده در قرآن الگو و نمونه بارز صراط مستقیم شدند.

 

در میان مفسران در باره معنا و مقصود آیات قرآن از صراط مستقیم نظریاتی وجود دارد. در این جا قبل از بیان آنها، ابتدا مقدمه ای را که استاد مطهری در تفسیر سوره حمد در تبیین معنای صراط مستقیم بیان کرده را به طور اختصار اشاره می کنیم، آن گاه معانی آن را از نگاه مفسران بررسی می نماییم.

 

استاد مطهری در این مقدمه می گوید:

 

۱ – تمام موجودات در یک سیر تکوینی و غیر اختیاری که لازمه ناموس هستی است به سوی خداوند در حرکت اند:

 

الا الی الله تصیر الامور”؛ [۲] رجوع تمام امور عالم آفرینش به سوی او است و “ان الی ربک المنتهی“. [۳] انسان هم به عنوان جزئی از این هستی محکوم به این حکم است.

 

ای انسان تو در حالت حرکت به سوی پروردگارت هستی و این حرکت ادامه دارد تا هنگامی که به لقای او نایل شوی“. [۴]

 

۲ – در میان راه ها یک راه است که مستقیم و شاه راه است و راه سعادت و راه اختیاری؛ یعنی راهی است که انسان باید آن را برگزیند.

 

۳ – به دلیل آن که انسان آنچه بر می گزیند از نوع راه است. پس انسان نوعی حرکت و پیمودن به سوی مقصودی را بر می گزیند.

 

به بیانی دیگر، انسان می خواهد به سوی کمال خود حرکت کند. پس انسان یک موجود تکامل یابنده است و معنای “اهدنا الصراط المستقیم” این است که خدایا ما را به راه راست تکامل هدایت فرما.

 

۴ – راه مستقیم راهی است که از اول جهت مشخص دارد، بر خلاف راه های غیر مستقیم مانند راه منحنی، یا راه پیچ در پیچ … که فرضاً در نهایت انسان را به مقصد برساند، با تغییر جهت های متعدد، یا مداوم. پس راه انسان به سوی کمال از نوع عبور از میان اضداد و نوسان نیست.

 

ممکن است برای رفتن و رسیدن به نقطه ای. یک راه اصلی بیشتر نباشد، ولی راه های فرعی که از اطراف می آید متعدد باشند و در نهایت همه به آن راه منتهی گردد.

 

از این جا تفاوت معنای صراط با سبیل فهمیده می شود، در قرآن صراط همیشه به صورت مفرد آمده، در حالی که سبیل هم به صورت مفرد و هم جمع آمده است. معنای سبیل آن راه های فرعی است که به راه اصلی منتهی می گردد و معنای صراط همان راه راست است. [۵]

 

بهرحال “صراط مستقیم” یکى بیش نیست و تعددناپذیر است، زیرا به خداوند استناد دارد و هرچه غیر از آن باشد، “سبیل الغىّ” مى‏باشد. البته “سُبُل اللَّه” که کثیر و متعدد است و در برابر “سُبُل انحرافى” قرار دارد از صراط مستقیم که واحد است، جدا نیست و رابطه‏”سُبُل اللَّه” با “صراط مستقیم” یا به گونه‏اى است که سُبُل، راه‏هاى فرعى مى‏باشند که به صراط مى‏پیوندند، یا صراط مستقیم با وحدت انبساطى و گسترده‏اى که دارد، راه‏هاى فرعى (سُبُل) را زیر پوشش خود قرار مى‏دهد[۶]

 

 

 

 

معنای صراط مستقیم از نگاه مفسران

 

تعابیر مختلفى در تفسیر و تطبیق و مصداق صراط مستقیم، از امامان معصوم‏ (ع) و مفسران به ما رسیده است که پرداختن به آنها در این مختصر نمی گنجد. بنابر این در این جا به صورت خیلی خلاصه به بیان معانی و مصادیق آن می پردازیم:

 

۱ – صراط مستقیم؛ یعنی کتاب خدا (قرآن). از پیامبر (ص) و امام علی (ع) درباره صراط مستقیم روایت شده است که صراط مستقیم کتاب خدا است.[۷]

 

۲ – صراط مستقیم؛ یعنی راه انبیا و پیامبران الاهی. رسول خدا (ص) درباره «اهدنا الصراط المستقیم» فرمود: راه انبیا است.[۸] پیامبر (ص) در جایی نشسته بودند و گروهی در گرد ایشان بودند، حضرت شروع کرد به ترسیم خطوطی بر روی زمین. یکی از آن خط ها مستقیم بود و دیگر خط ها کج و غیر مستقیم. سپس فرمودند: این یک راه، راه راست من است و باقی دیگر هیچ کدام راه من نیستند.[۹]

 

۳ – صراط مستقیم؛ یعنی اسلام (تسلیم شدن در برابر خداوند). رسول الله (ص) فرمود: “…. فالصراط الاسلام“.[۱۰]

 

۴ – صراط مستقیم از نظر قرآن کریم، همان “دین قیّم” است که فرمود: “قل اننّى هدانى ربّى الى صراط مستقیم، دینّاً قیّماً مله ابراهیم حنیفاً[۱۱] و دین قیم دینى است که خود ایستاده است و دیگران را نیز به پا مى‏دارد. و سرّ این که از دین قیّمى که همان صراط مستقیم است به “ملّت ابراهیم” یاد مى‏شود و دین به روش او نسبت داده مى‏شود، این است که برجسته‏ترین روش را ابراهیم خلیل (ع) ارایه کرده است و “حنیف” به معناى کسى است که در متن راه حرکت مى‏کند و در مقابل “جنیف” و “متجانف”؛ یعنى کسى است که به راست و چپ گرایش دارد.[۱۲]

 

۵  – آن گونه که از بررسی آیات قرآن بر می آید، صراط مستقیم همان آیین خدا پرستی و دین حق و پایبند بودن به دستورات خدا است و معانی مختلفی که مفسران در این زمینه ارائه کرده اند در واقع به همین معنا باز می گردد.[۱۳]

 

۶ – امام صادق (ع) در معناى آیه “اهدنا الصراط المستقیم” فرمودند: “یعنى ارشدنا الى لزوم الطریق المؤدى الى محبّتک و المبلغ الى جنتک و المانع من ان نتبع اهواءنا فنعطب او ان ناخذ بآرائنا فنهلک“.[۱۴] امام (ع)، صراط مستقیم را به راهى تفسیر نموده است که انسان‏ها را به محبّت و بهشت خداوند برساند و از پیروى هواها و آرای نفسانى که موجب هلاکت مى‏گردد، جلوگیرى نماید.[۱۵]

 

۷ – امام واجب الاطاعه، صراط مستقیم در دنیا است و پیروی از او، وسیله عبور از صراط و پل بر روی جهنم در آخرت است. امام صادق (ع) در این باره می فرماید: “صراط مستقیم دو صراط است. یکی صراط در دنیا و دیگری صراط در آخرت. صراط در دنیا امام واجب الاطاعه است. هر کس وی را در دنیا شناخت و به او اقتدا کرد، از پل صراط عبور کرد و هر کس در دنیا او را نشناخت قدم هایش در پل صراط می لغزد و وارد جهنم می شود».[۱۶]

 

۸ – صاحب تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه شش سوره حمد ضمن بیان اقوال و نظریات در این باره می نویسد:

 

بهتر است آن را (صراط مستقیم) بر معنای عام حمل کرد به طوری که شامل همه مصادیق یاد شده شود؛ زیرا صراط مستقیم دینی است که خداوند به آن فرمان داده است و آن اعم از توحید، عدل و ولایت کسانی است که از اطاعت آنان واجب است و همین معنا نیز در آیه شش سوره حمد مراد خداوند است. [۱۷]

 

۹ – صراط مستقیم راه کسانی است که خداوند به آنها نعمت داده است، نه کسانی که مورد غضب خداوند واقع شدند و نه گمراهان. از امام صادق درباره ضالین و مغضومین پرسش شده آن حضرت فرمود: “یهود از مصادیق مغضوبین و نصاری از مصادیق ضالین هستند“.[۱۸]

 

۱۰ – علامه طباطبائی در این باره می گوید: صراط مستقیم، صراط غیر گمراهان است. کسانی که در راه و سلوک آنها نه شرکی وجود دارد و نه ظلمی. همان گونه که گمراهی و ضلالت در آن راه نیست. نه در قلبشان کفری است و نه در ذهنشان خطور می کند که خداوند راضی به آنها نباشد. نه در اعمال و رفتارشان کار معصیت و گناهی سر می زند و نه قصور در طاعتی دارند. این راه همان حق توحید است. هم از جهت علم و هم از جنبه عمل.[۱۹]

 

۱۱ – امام خمینی (ره) در تفسیر عرفانی خود صراط مستقیم را چنین معنا می کند:

 

صراط مستقیم همین صراط اسلام است که صراط انسانیت است، که صراط کمال است که راه به خدا است.

 

سه راه هست، یک راه “مستقیم” و یک راه شرقی “مغضوب علیهم” و یک راه غربی “ضالین“.

 

این راه مستقیم را اگر چنانچه بدون انحراف به این طرف و آن طرف … طی کردید، این راه مستقیم، منتهی به خدا می شود. [۲۰] این همان معنای سخن امیرمؤمنان على (ع) است، که فرمودند: “الیمین و الشمال مضلّه و الطریق الوسطى هى الجاده“. [۲۱]

 

امام (ره) در جایی دیگر در این باره می فرماید: راه مستقیم راه آنهایی است که خداوند به آنها منت گذاشته و نعمت عطا فرموده، نعمت اسلام، نعمت انسانیت، دفاع و پاسداری از اسلام و قرآن، مجاهده در راه اسلام این راه مستقیم است. این همان صراط مستقیمی است که شما در نماز از خدا می خواهید. [۲۲]

 

نتیجه: آنچه را که به عنوان نتیجه و جمع بندی می توان گفت این است که تمامی این معانی از آیات قرآن و روایاتی که در تفسیر صراط مستقیم وارد شده است قابل برداشت است؛ چرا که در قرآن گاه از تمامی دین حق به صراط مستقیم یاد می شود، گاه دیگر از صراط پیامبر (ص) و زمانی راه ولایت، صراط مستقیم معرفی شده است.

 

 

 

منبع:اسلام کوئست


پی نوشت:

 

[۱] راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، واژه صراط؛ جوادى آملى، عبداللَّه، تفسیر تسنیم، ج ۱، ص ۴۵۷ – ۴۵۸، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ ۳، ۱۳۸۱.

[۲] شوری، ۵۳.  

[۳] نجم، ۴۲

[۴] انشقاق،۶.

[۵] مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن (تفسیر سوره حمد)، ص ۵۰، تهران، صدرا، چاپ ۱۶، ۱۳۸۱.

[۶] ر.ک: تفسیر تسنیم، ج ۱، ص ۴۶۸ – ۴۶۶.

[۷] طبرسی، مجمع البیان، ج ۱، ص ۵۸، تهران، ناصرخسرو، چاپ ۳، ۱۳۷۲ ؛ عروسی حویزی، نور الثقلین، ج ۱، ص ۲۰ ح ۸۷.

[۸] کتاب ال تفسیر، عیاشی، ج ۱، ص ۲۲، تهران، چاپخانه علمیه، ۱۳۸۰ق ؛ عروسی حویزی، نور الثقلین، ج ۱، ص ۱۷، ح ۸۶، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق.

[۹] مطهری، مرتضی، آشنای با قرآن، (تفسیر سوره حمد)، ص ۵۰، تهران، صدرا، چاپ ۱۶، ۱۳۸۱.

[۱۰] الدر المنثور، ج ۱، ص ۳۹.

[۱۱] انعام، ۱۶۱.

[۱۲] ر.ک: تفسیر تسنیم، ج ۱، ص ۴۶۶؛ آداب الصلوه، امام خمینى، ص ۲۸۷.

[۱۳] تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۵۰، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ ۴۳، ۱۳۸۱.

  [۱۴] طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱، ص ۳۸، قم، انتشارات اسلامی، چاپ ۶، ۱۴۲۱ق؛ آداب الصلوه، امام خمینى، ص ۲۹۴ – ۲۸۶؛ تفسیر صافى، ج ۱، ذیل آیه ۶ سوره حمد.

[۱۵] برگرفته از سؤال ۱۶۴ (سایت: ۱۱۹۴)، نمایه، صراط مستقم و عوامل انحراف.

[۱۶] نور الثقلین، ج ۱، ص ۲۱، ح ۹۱.

[۱۷] مجمع البیان، ج ۱، ص ۵۸، تهران، ناصرخسرو، چاپ ۳، ۱۳۷۲.

[۱۸] تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۲۴، ح ۲۷؛ نور الثقلین، ح ۱، ص ۲۵، ح ۱۱۱.

[۱۹] المیزان، ج ۱، ص۳۰.

[۲۰] امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص ۲۵۰، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، چاپ ۶، ۱۳۸۱.

[۲۱] نهج البلاغه، خطبه ۱۶، بند ۷.

[۲۲] تفسیر سوره حمد، ص ۲۵۰.