در این متن می خوانید:
      1.  

حال در این چلّه‌ی موسویّه اولین چیزی که من و همه‌ی شما عزیزانِ من باید امتحانِ خوبی در آن بدهیم و نمره‌ی خوبی بیاوریم مراقبت بر ترکِ گناه است، دوم «ترک فضولات» است، یعنی همان «ترک لغو». اگر این دو کار انجام بشود «تحلیه» حاصل می‌شود، «تحلیه‌»ی آن چیست؟ تحلیه‌ی آن به کلمه‌ی طیّبه‌ی «لا اله الا الله» است.

 

مرحوم آیت الحق جمال السّالکین آمیرزا علی آقای قاضی اعلی الله مقامه الشّریف به شاگردانِ سلوکیِ خود توصیه می‌کردند که در این چلّه‌ی حضرت موسی علیه السلام که از اولِ ذی القعده شروع می‌شود و روز دهم ذی الحجّه عید قربان به پایان می‌رسد، و آن قربانِ وصال است، سیر انسان را به مقصدِ اعلی رسانده است، آن وقت برای او عید می‌شود و عید می‌گیرد، بازگشتِ او تکمیل شده است و خدای متعال قبول کرده است. ایشان می‌فرمودند هر روز هزار مرتبه کلمه‌ی طیّبه‌ی «لا اله الا الله» را در این چهل روز داشته باشید.

 

ولی ذکرِ بدونِ حضور نتیجه‌ی چندانی ندارد. البته همینکه زبانِ انسان به این اذکار مشغول است دیگر غیبت نمی‌کند و لغو نمی‌گوید غنیمت است، ولی نتیجه نمی‌گیرد و نتیجه‌ی او خیلی سطحی است. در یک خلوتی بنشینید و این هزار مرتبه «لا اله الا الله» را با خدای خودمان… یعنی خدایا! من بجز تو دلبری ندارم، بجز تو دلداری ندارم، من بجز تو به کسی دل نمی‌دهم، من خودم را به غیر از تو نمی‌دهم، این‌ها حقیقتِ «لا اله الا الله» است، خدایا! من مالِ تو هستم و خود را به غیر از تو نمی‌دهم، من مبهوت و حیرانِ تو هستم، من سرگردانِ تو هستم، تو چه زمانی مرا قبول می‌کنی؟ انسان در این چهل روز یک خلوتی برای خود برنامه‌ریزی کند و در این خلوت هزار مرتبه «لا اله الا الله» را بگوید.

 

صلی الله علیک یا اباعبدالله

اگر انسان اینطور باشد در تمامِ سختی‌ها لذّتِ انسِ با خدای متعال را دارد، لذا راوی می‌گوید که هرچه جراحاتِ حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه در روز عاشورا بیشتر می‌شد و داغ‌های ایشان افزون می‌شد چهره‌ی ایشان شاداب‌تر بود، و دیدم در گودیِ قتلگاه لب‌ها تکان می‌خورد، فکر کردم حضرت در حالِ نفرین کردن هستند، جلو رفتم و دیدم در آن حالِ خود در حالِ مناجات هستند… «إلهِى رِضًى بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ لا مَعبودَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثینَ»… گویا حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه در حالِ مناجات ناله‌ی حضرت زینب کبری سلام الله علیها می‌شنیدند، از حرم تا قتلگه زینب صدا می‌زد حسین…

اینجا بود که گفتند: ای پناهِ بی‌پناهان! دیگر این زن و بچّه کسی را بجز تو ندارند… یا غیاث المستغیثین…

لا حول و لا قوّه الا بالله العلی العظیم

 

ان شاء الله حاصلِ این جلسه‌ی ما ترکِ گناه و لغو و نشستن در سنگرِ کلمه‌ی طیّبه‌ی «لا اله الا الله» در یک چلّه باشد.