- ثقلین - http://thaqalain.ir -
بلاذری گوید:
در آن حال، سنان بن انس بر او حمله کرد و با نیزه بر او ضربتی زد و او افتاد. به خولی گفت: سرش را جدا کن. خولی خواست چنان کند، ناتوان شد و لرزید. سنان به او گفت: دست و بازویت شکسته باد! خودش فرود آمد و سر او را جدا کرد و نزد خولی آورد.
در نقل دیگری است که خولی به اذن سنان سر او را جدا کرد.
قال البلاذریّ:
و حمل علیه –و هو فی تلک الحال- سنان بن أنس بن عمرو النّخعیّ فطعنه بالرّمح، فوقع ثمّ قال [سنان]: لخولیّ بن یزید الأصبحیّ: احتزّ رأسه.
فاراد [خولیّ] أن یفعل فضعف، و أرعد، فقال له سنان: فتّ الله فی عضدک و أبان یدک! و نزل ألیه فذبحه ثمّ دفع رأسه إلی خولیّ…
و فی روایه: أن خولیّ بن یزید هو الّذی تولّی احتزاز رأسه بإذن سنان.[۱]
[۱]– انساب الاشراف ۳: ۲۰۳ ح ۴۳ و ۴۴٫
Article printed from ثقلین: http://thaqalain.ir
URL to article: http://thaqalain.ir/%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84-%d8%aa%d8%a8%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-3/
Click here to print.
تمامی حقوق برای وبسایت ثقلین محفوظ است.