- ثقلین - http://thaqalain.ir -
داد آسمان به باد ستم خانمان من
تا از کدام بادیه پرسی نشان من
دور از تو، از تطاول گلچین روزگار
شد آشیان زاغ و زغن، گلستان من
گردون به انتقام قتیلان روز بدر
نگذاشت یک ستاره به هفت آسمان من
زد آتشی به پرده ی ناموس من فلک
کآید هنوز دود از استخوان من
بی خود درین چمن نکشم ناله های زار
آن طایرم که سوخت فلک آشیان من
آن سرو قامتی که تو دیدی ز غم خمید
دیدی که چون کشید غم آخر کمان من؟
رفت آن که بود بر سر من سایه ی همای
شد دست خاک سبز، کنون سایبان من
گفتم ز صد یکی به تو از حال کوفه، باش
کز بارگاه شام برآید فغان من
شاعر: نیّر تبریزی
Article printed from ثقلین: http://thaqalain.ir
URL to article: http://thaqalain.ir/%d8%af%d8%a7%d8%af-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%86/
Click here to print.
تمامی حقوق برای وبسایت ثقلین محفوظ است.