- ثقلین - http://thaqalain.ir -

حق دیگران
شهید غلام حسین پازهرامامی

وقتی برادرم از پدر برایمان حرف می‌زد، لذّت می‌بردم. خاطراتش شیرین بودند و دوست داشتنی. آخر او همرزم و همراه پدر بود. از طرفی دیگر، خود پدر هم عادت نداشت از منطقه و اتفاقاتی که در آن می‌افتاد، چیزی بگوید.

برادرم می‌گفت:

«یک روز توی منطقه بودیم. صف غذا خیلی شلوغ بود. من با زرنگی جلو رفتم و بدون نوبت غذا گرفتم و پیش پدر آوردم. او که دیده بود من چطور غذا را گرفتم، قبول نکرد و گفت:

«تو بدون صف غذا گرفتی. من نمی‌توانم این غذا را بخورم.»

غذا را از من گرفت و به شخص دیگری داد. بعد خودش رفت و توی صف ایستاد. وقتی نوبتش شد، غذا گرفت.»


رسم خوبان ۱۹ – غیرت دینی و تقیّد به ضوابط شرعی، ص ۵۲٫/ حریف شب، ص ۱۹۵٫

 


Article printed from ثقلین: http://thaqalain.ir

URL to article: http://thaqalain.ir/%d8%ad%d9%82-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/

تمامی حقوق برای وبسایت ثقلین محفوظ است.