با توجه به آیه ۷۸و ۷۹ سوره نساء، در آیه اول گفته شده که بدی ها و خوبی ها همه از خداست در حالی که در آیه بعد گفته شده بدی ها از جانب انسان است. پس بالاخره تکلیف چه می شود؟

پاسخ اجمالی

به چند صورت می توان این آیات را توضیح داد:

۱ – خداوند همه چیز را خلق کرده است، اما بدی و سیئه واقعی؛ یعنی آن چیزهایی که از کمال وجودی خلقت جلوگیری می کند، چیزی جز عدم نیست و بنا براین قابل خلقت نمی باشد. اما چون در تقابل مخلوقات خدا با هم این بدی حاصل می شود می توان بدی ها را نیز به خدا نسبت داد.

از طرف دیگر خدا، کمال وجودی خود را در جایی دریغ نمی دارد بلکه این انسانها هستند که در بعضی از موارد با اختیاری که دارند ظرفیت پذیرش آن را از خود سلب می کنند. بنابر این در جایی سیئه حاصل می شود که مخلوقی خود کوتاهی کند. پس می توان بدی ها را به انسان ها و خوبی ها را به خدا نسبت داد.

۲ – به بیان دیگر چون خدا به ما قدرت عمل داده است پس تمام اتفاق ها منتسب به خدا است. از طرف دیگر چون آن کسی که با سوء اختیار خود باعث فساد در مخلوقات خدا می شود انسان است پس بدی ها متعلق به او و چون لطف خدا است که باعث وجود حسنات می شود، حسنات متعلق به خدا است.

۳ – در روایتی مقصود از حسنات و سیئات در آیه اول آنهایی است که خداوند بدون ارتباط با اعمال بندگان، به آنها ارائه می کند و در آیه دوم بدی ها و خوبی هایی است که در اثر اعمال بندگان برای آنها حاصل می شود.

پاسخ تفصیلی

وجود دو آیه در پشت سر هم با چنین اختلاف روشنی، نشان از نکته ای دارد که قرآن به دنبال بیان آن است.

با مطالعه و دقت در مضمون دو آیه به چند نکته برخورد مى‏کنیم که هر کدام مى‏تواند پاسخ جداگانه ‏اى به سؤال مذکور باشد:

۱ – از آیات دیگر قرآن استفاده می شود همه چیز را اعم از آنهایی که ما بدی یا خوبی می دانیم خدا خلق کرده[۱] و هر چیز را هم که خلق کرده است نیکو و خوب خلق کرده است[۲] پس هر چه در دنیا وجود دارد منتسب به خدا است و وجود هر چیزی برای خود خیر استاما بدی ها از نیستی ناشی می شوند و خلقت خدا به آنها تعلق نمی گیرد. البته مقصود از بدی و سیئه آن چیز هایی است که در مخالفت با هدف و تعالی موجودی قرار بگیرد. بنا بر این از آنجا که تمام موجودات مخلوق خدا هستند آنچه از بدی ها و سیئات که با عمل موجودات و در روابط بین آنها حاصل می شود نیز به خدا نسبت داده می شود. این همان چیزی است که در آیه اول مورد بحث بیان شده است. اما از طرف دیگر سیئه و بدی در جایی حاصل می شود که خدا کمال وجودی موجودی را از او دریغ کند. خدا نیز هیچگاه به دلیل رحمت واسعه خود از ارائه خیر و رحمت کوتاهی نمی کند مگر اینکه ظرفیت پذیرش آن در افراد موجود نباشد. چون ایجاد یا از بین بردن این ظرفیت به اختیار خود انسانها است پس در اینجا می توان گفت که حسنات از جانب خدا و سیئات از جانب بندگان است که با کوتاهی خود توانایی قبول رحمت الهی را کسب نکرده اند و این همان معنای آیه دوم می باشد. [۳]

۲ – از نگاهی دیگر آیه شریفه می تواند اشاره به این مطلب داشته باشد که همه حوادث جهان حتى اعمال و افعال ما خواه حسنه باشد یا سیئه، خوب باشد یا بد از یک نظر مربوط به خدا است زیرا او است که به ما قدرت داده و   اختیار و آزادى اراده بخشیده است، ولى در عین حال اعمال ما به ما نسبت دارد و از وجود ما سرچشمه مى‏گیرد زیرا عامل تعیین کننده عمل، اراده و اختیار ما است، و به همین دلیل ما در برابر اعمالمان مسئولیم، و استناد اعمال ما به خدا آن چنان که اشاره شد از ما سلب مسئولیت نمى‏کند و موجب عقیده جبر نیست.

بنا بر این آنجا که مى‏فرماید: حسنات و سیئات از خدا است، اشاره مى‏کند به همان فاعلیت خداوند نسبت به همه چیز، و آنجا که مى‏فرماید: سیئات از شما است، اشاره به فاعلیت ما و مسئله اراده و اختیار ما مى‏کند. [۴]

۳ – تفسیر دیگرى که براى این دو آیه می توان داشت و در اخبار اهل بیت (ع) نیز به آن اشاره شده است[۵]اینست که حسنات و سیئات، در قرآن به دو معنی است:

معنی اول حسنات و سیئاتی که ارتباطی به اعمال اختیاری انسان ندارد مثل بعضی بیماری ها و سلامتی ها. معنای دوم حسنات و سیئاتی که در نتیجه اعمال انسان ها به وجود می آید و به عنوان عقاب و ثواب اعمال در این دنیا بروز می کند مثل بعضی خشکسالی ها و آبادانی ها.

حسنات و سیئات در آیه اول به معنای اول و حسنات و سیئات در آیه دوم به معنای دوم می باشد.

 

 

 

منبع:اسلام کوئست


پی نوشت:

[۱]   “و خلق کل شیء” انعام، ۱۰۱.

[۲]   “احسن کل شیء خلقه” سجده، ۷.

[۳]   استفاده شده از: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم: موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ۵ ص ۱۰، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۴۱۷ ق .

[۴]   استفاده شده از: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۴، ص ۲۲، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ش.

[۵]   قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۱ ص ۱۴۴، موسسه دار الکتاب، قم، ۱۴۰۴ ق.