به دو نکته ذیل توجه نمایید:
اول: خداوند در آیه ۵۰ سوره احزاب، زنان بسیاری را؛ از کنیزان گرفته تا دختر عموها، دختر عمه ها، دختر خاله ها، دختر دایی ها و زنان مهاجر؛ بر پیامبر حلال دانسته و حتی بیان داشته که زنان؛ حتی بدون ازدواج؛ می توانند خود را به رایگان در اختیار ایشان قرار دهند.
دوم: در آیه ۵۳ همان سوره بیان شده که زنان پیامبر؛ حتی بعد از مرگ ایشان؛ حق ازدواج مجدد با دیگران را ندارند.
آیا این آیات، نشانگر نوعی تبعیض در آزادی های جنسی نیست که پیامبر را از سایرین؛ چه مرد و چه زن؛ در بهره برداری از امیال جنسی آزادتر گذاشته، اما دیگران را محدود می نماید؟

پاسخ اجمالی

این پرسش، ناظر به آن دسته از تفاوت هایی است که میان پیامبر(ص) و دیگر افراد وجود دارد و مرتبط با تفاوت های عمومی میان مردان و زنان در نحوه ارتباطات جنسی (که در جای خود به دلیل آن پرداخته شده) نیست.

 

بر این اساس اجمالا باید گفت:

 

۱ – امتیازات ارائه شده به پیامبر(ص)، در مقابل تکالیفی است که منحصراً بر عهده ایشان می باشد.

 

۲ – پیامبر(ص) هیچ گاه از این امتیازات، به صورت افراطی بهره برداری نکرده است.

 

۳ – بر اساس عقیده شیعه در مجاز بودن ازدواج موقت، آن هم به صورت نامحدود، عملاً تفاوت چندانی میان پیامبر(ص) و دیگر مردان مشاهده نمی شود.

 

۴ – محدودیت های تحمیل شده بر همسران پیامبر(ص) گرچه متناسب با جایگاهشان بوده، اما با این وجود، آنان اجباری بر ادامه زندگی با پیامبر(ص) را نداشته، بلکه با رضایت خود، این محدودیت ها را پذیرفته اند.

پاسخ تفصیلی

در حقیقت، این پرسش به چند بخش تقسیم می شود و بر این اساس، پاسخ آن را نیز باید در چند محور ارائه کرد:

 

۱ – آیا تمام موارد اشاره شده در آیه پنجاهم سوره احزاب، اختصاص به پیامبر(ص) دارد؟

 

۲ – چرا نوعی خاص از همسرگزینی، منحصر به پیامبر(ص) بوده که طی آن بانوان با ایمان می توانستند خود را به پیامبر(ص) هدیه کرده و بدون دریافت مهریه، به همسری ایشان در آیند؟

 

۳ – چرا پیامبر(ص) از امتیازات ویژه ای در امور جنسی نسبت به دیگر مردان بهره مند است؟

 

۴ – چرا با وجود این امتیازات برای شخص پیامبر(ص)، بانوان ایشان حتی از حقوق مورد قبول برای دیگر زنان نیز برخوردار نبوده و حق ازدواج با فرد دیگری را بعد از مرگ پیامبر(ص) نداشتند؟

 

اکنون به همین ترتیب، به بررسی بخش های فوق می پردازیم:

 

۱ – ابتدا لازم است نگاهی به آیه مرتبط با بخش اول پرسشتان بپردازیم.

 

خداوند در این آیه، خطاب به پیامبر(ص) می فرماید:

 

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَکَ أَزْواجَکَ اللاَّتی‏ آتَیْتَ أُجُورَهُنَّ وَ ما مَلَکَتْ یَمینُکَ مِمَّا أَفاءَ اللَّهُ عَلَیْکَ وَ بَناتِ عَمِّکَ وَ بَناتِ عَمَّاتِکَ وَ بَناتِ خالِکَ وَ بَناتِ خالاتِکَ اللاَّتی‏ هاجَرْنَ مَعَکَ وَ امْرَأَهً مُؤْمِنَهً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِیِّ إِنْ أَرادَ النَّبِیُّ أَنْ یَسْتَنْکِحَها خالِصَهً لَکَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنین.” [۱]

 

   اى پیامبر! ما همسران تو را که مهرشان را پرداخته‏اى براى تو حلال کردیم، و همچنین کنیزانى که از طریق غنایمى که خدا به تو بخشیده است مالک شده‏اى و دختران عموى تو، و دختران عمّه‏ها، و دختران دایى تو، و دختران خاله‏ها که با تو مهاجرت کردند (ازدواج با آنها براى تو حلال است) و هر گاه رن با ایمانى خود را به پیامبر ببخشد (و مهرى براى خود نخواهد) چنانچه پیامبر بخواهد مى‏تواند او را به همسرى برگزیند امّا چنین ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه دیگر مؤمنان. [۲]

 

با اندک اطلاعی از احکام شرعی، به این موضوع پی خواهیم برد که بانوان اشاره شده در این آیه، البته جز یک مورد، اختصاصی به پیامبر(ص) نداشته و شامل تمام افراد می باشند و مخاطب قرار دادن ایشان با عبارت” أَحْلَلْنا لَکَ” دلیل بر انحصار نبوده، بلکه آیاتی دیگر نیز مشاهده می شود که مخاطب اولیه آن شخص پیامبر(ص)است، اما حکم موجود در آن، شامل تمام افراد می گردد. [۳]

 

۳ – تنها موردی که در آیه فوق، با عبارت ” خالِصَهً لَکَ” منحصر در رسول خدا شده، جایی است که بانویی با رضایت و به دلخواه، خویشتن را به پیامبر(ص) ببخشد. ازدواج با چنین روشی، منحصر به ایشان بوده و دیگران امکان استفاده از آن را ندارند، اما دقت نظر در همین قسمت هم، نتایج جالبی را برایمان در پی خواهد داشت:

 

اولا: این شیوه، در عمل راهی نیست که انحصاری واقعی را برای پیامبر(ص) ایجاد کند، بلکه اگر بانویی به دیگر افراد نیز مراجعه کرده و تمایل خویش را برای ازدواج با آنان اعلام دارد، امکان چنین ازدواجی وجود خواهد داشت، تنها با این تفاوت که پیامبر(ص) می تواند بدون پرداخت مهر با او ازدواج نموده و دیگران مکلف به پرداخت مهر می باشند. [۴]

 

ثانیا: برخی مفسران معتقدند که  پیامبر(ص) در طول عمر خود، از این حق انحصاری به هیچ وجه استفاده نکرده است [۵] ، اما گروهی دیگر نیز معتقدند که تنها یک زن با این روش به همسری پیامبر(ص) درآمده است که بر اساس برخی نقل ها، او نیز بانویی بیوه یا مطلقه بود که فرزندی به نام شریک هم داشت. [۶]

 

به همین دلیل، نمی توان این بخش از آیه را امتیازی فوق العاده برای پیامبر(ص) در نظر گرفت و آن را شاهد نوعی امتیاز طلبی جنسی پنداشت.

 

۳ – در ارتباط با اینکه چرا عموم مردان، می توانند حداکثر چهار همسر برگزینند[۷] ، اما چنین محدودیتی از لحاظ تعداد برای پیامبر(ص) وجود ندارد، باید گفت:

 

۱-۳ – مزایای در نظر گرفته شده برای پیامبر(ص) در برابر تکالیف بسیار دشواری است که بر عهده ایشان نهاده شده است. به همین دلیل، مشاهده می کنیم که اگر در یک مورد، امتیازی با عبارت “خالصه لک” به ایشان داده شده، در مورد دیگر، تهجد و شب زنده داری نیز با عبارت “نافله لک [۸] منحصراً برای ایشان واجب شده است. موضوعی که با وجود استحباب برای دیگر افراد، ترک آن، مجازاتی را برایشان به دنبال ندارد.

 

برخی معتقدند که پیامبر(ص) به دلیل آنکه از یک سو در اوج عرفان و ارتباط با مبدأ هستی قرار داشته و از سوی دیگر، در دنیای مادی، مکلف به زندگی با افراد عادی بوده است، نیاز به واسطه هایی تعدیل کننده داشت که معاشرت با همسران، یکی از آن واسطه ها به شمار می آمد.

 

۲-۳ – مطالعه ای در تاریخ، نشانگر تشکیل حرمسراهایی با ده ها و گاه صدها همسر، توسط فرمانروایان است، اما پیامبر(ص)، با اینکه از دیدگاه تئوری، مجاز به تشکیل چنین حرمسرایی بوده، اما در مقام عمل، طبق نقل مشهور، همسران ایشان به تعداد انگشت دستها  هم نرسیده که جز یک مورد، تمامشان از میان زنان بیوه و مطلقه انتخاب شده بودند.

 

تمام اینها، گواهی بر آن است که منحصراً انگیزه های جنسی، عامل چنین ازدواج هایی نبوده است.

 

۳-۳ – در دیدگاه شیعه، جز پیامبر(ص)، دیگر مردان هم از لحاظ تعداد همسر، محدودیتی ندارند، اما تنها چهار همسر می توانند به صورت دائم بوده و سایر همسران باید با عقد موقت به ازدواج آنان درآیند. [۹] بر این اساس و در مقام عمل، تبعیضی بین پیامبر(ص) و سایر مردان در آزادی های جنسی نیست.

 

۴-۳ – صرف نظر از برخی اختلافات طبیعی که میان هووها وجود دارد،شما موردی را مشاهده نمی کنید که یکی از بانوان پیامبر(ص) شکایتی در ارتباط با عدم توجه ایشان به خواسته های جنسی خود داشته باشند و به عبارتی، تمامشان از وضعیت موجود، رضایت داشته و همان گونه که در بخش های بعد خواهیم دید، به هیچ وجه خواستار جدایی از ایشان نبودند، اما به ندرت افرادی را می توان یافت که حتی بین دو همسر دائم خود از لحاظ برطرف کردن نیازهای جنسی، رفتاری عادلانه داشته باشند و به دلیل همین تفاوت در رفتار است که اعمال محدودیت از لحاظ تعداد، برای آنان توجیه پذیر خواهد بود.

 

۴ – در ارتباط با بخش نهایی پرسش، باید گفت که تفاوت های موجود میان آزادی های جنسی پیامبر(ص) و همسرانشان، در حقیقت به یکی از دو مورد ذیل بر می گردد:

 

۱-۴ – بخشی از این تفاوت ها، ناشی از تفاوت هایی است که میان جنس مرد و زن وجود دارد که انحصاری به پیامبر(ص) نداشته و دلیل آن نیز در جای خود، مورد گفتگو قرار گرفته است. گرچه این بخش، محور اصلی پرسشتان نیست، اما در ارتباط با آن، می توانید به پاسخ هایی که در پاورقی بیان می شود مراجعه فرمایید. [۱۰]

 

در همین راستا، اصل تفاوت در ارتباطات جنسی پیامبر(ص) و همسرانشان، تا آنجایی که به زمان حیاتشان بر می گردد، تفاوتی با دیگر مردان نداشته و از این حیث، محدودیت همسران ایشان، نظیر دیگر بانوان می باشد.

 

۲-۴ – بخش دوم، تفاوت هایی است میان همسران پیامبر(ص) و دیگر بانوان وجود دارد که در این زمینه باید گفت همسران ایشان به دلیل موقعیت ممتازی که در جامعه داشتند، نمی توانستند رفتاری مشابه با بانوان عادی داشته باشند. خداوند، خطاب به آنان می فرماید:

 

اى همسران پیامبر، شما اگر تقوا پیشه کنید مانند دیگر بانوان نیستید(و از اجر و پاداش بیشتری برخوردار خواهید بود)” [۱۱]

 

و در مقابل:

 

ر کدامتان که گناهی آشکار انجام دهید، مجازاتی دو برابر دیگران در انتظارتان خواهد بود [۱۲]

 

ورود به چنین جایگاه مهمی و قرار گرفتن در نقش امهات المؤمنین، نمی تواند به صورت اجباری و بدون رضایت شخصی خود آنان باشد.

 

به همین دلیل است که خداوند به پیامبر خویش چنین توصیه نموده است:

 

اى پیامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگى دنیا و زرق و برق آن را مى‏خواهید بیایید با هدیه‏اى شما را بهره‏مند سازم و شما را به طرز نیکویى رها سازم!   و اگر شما خدا و پیامبرش و سراى آخرت را مى‏خواهید، خداوند براى نیکوکاران شما پاداش عظیمى آماده ساخته است.” [۱۳]

 

بعد از آن بود که همسران ایشان، مجاز بودند که یکی از دو گزینه زیر را انتخاب کنند:

 

اول. با دریافت هدایای ارزشمند و به صورت بسیار محترمانه، از پیامبر(ص) جدا شده و مانند دیگر بانوان به زندگی خود ادامه دهند. طبیعتاً با انتخاب این گزینه، آنان می توانستند به همسری فرد دیگری درآیند.

 

دوم. یا اینکه با توجه به جایگاه ممتاز دنیوی و پاداش مناسب اخروی در صورت پرهیزگار ماندن، همچنان بر همسری ایشان باقی بمانند.

 

طبیعتاً انتخاب این گزینه، محدودیت هایی را نیز به همراه داشت.

 

تاریخ گواه آن است که تمام همسران پیامبر(ص)، با آگاهی از محدودیت های پیش رو، باقی ماندن در کنار ایشان را ترجیح داده و بر اساس برخی نقل ها، عایشه در اعلام رضایت پیشگام بود. [۱۴]

 

یکی از این محدودیت ها، ممنوعیت ازدواج با دیگران بعد از رحلت پیامبر(ص) بود که در آیه ۵۳ سوره احزاب اعلام شد:

 

شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید که این کار نزد خدا بزرگ است!”

 

ابن عباس بیان می دارد که این آیه در ارتباط با مردی نازل شده که تصمیم داشته بعد از پیامبر(ص) با عایشه(همان همسری که گفته شد در اعلام وفاداری به پیامبر پیشگام بوده)ازدواج کند! مفسری دیگر به نام سدی، اظهار می دارد که مردی که قصد ازدواج با عایشه را داشت، طلحه بن عبید الله بود!‏ [۱۵]

 

دقت فرمایید که همین صحابی محترم، با استفاده از پشتیبانی ام المؤمنین عایشه، فتنه بزرگی را در جریان جنگ جمل به راه انداخت.

 

حال اگر او عنوان همسر ام المؤمنین را نیز به همراه داشت، آیا محتمل نبود که فتنه های بزرگ تری را ایجاد کرده و با عنوان اینکه او شوهر شخصی است که سابقاً همسر پیامبر(ص) بوده، افکار عمومی را فریفته افکار سلطه جویانه خود سازد؟! [۱۶]

 

به همین دلیل و برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی در این مورد و موارد مشابه، همسران پیامبر(ص) از ازدواج با دیگران بعد از رحلتشان ممنوع شدند و سابقاً بیان داشتیم که آنان مجاز بودند که در زمان حیات پیامبر(ص) از ایشان جدا شده و همسر دیگری انتخاب کنند، اما اکنون که با رضایت خویش، بر همسری ایشان باقی ماندند، به طور ضمنی، محدودیت های اعمال شده را نیز مورد پذیرش خود قرار دادند.

 

 

 

منبع:اسلام کوئست


پی نوشت:

[۱] احزاب، ۵۰.

[۲] ترجمه مکارم شیرازی.

[۳] به عنوان نمونه، ر.ک: سوره طلاق، آیه ۱.

[۴] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۵، ص ۳۸۴، ح ۲، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ هـ ش.

[۵] طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲۲، ص ۱۷، دار المعرفه، بیروت، ۱۴۱۲ هـ ق.

[۶] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۲۰۲، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ هـ ق.

[۷] در این زمینه، می توانید با مراجعه به کتب مختلف تفسیری، مطالب مندرج در ذیل آیه سوم سوره نساء را ملاحظه فرمایید.

[۸] اسراء، ۷۹.

[۹] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۵، ص ۴۵۱، روایات موجود در باب”انهن بمنزله الإماء و لیست من الأربع“.

[۱۰] نمایه های :”تفاوت ارث زن و مرد در اسلام” شماره ۸۸۶.

[۱۱] احزاب، ۳۲.

[۱۲] احزاب، ۳۰.

[۱۳] احزاب، ۲۹- ۲۸.

[۱۴] طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲۱، ص ۱۰۰.

[۱۵] ابن کثیردمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج ۶، ص ۴۰۳، دار الکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۹ هـ ق.

[۱۶] در این ارتباط، پرسش ۶۶۴۴ سایت را مطالعه فرمایید.