- ثقلین - http://thaqalain.ir -
ای در غم تو ارض و سما خون گریسته!
ماهی در آب و وحش به هامون گریسته
وی روز و شب به یاد لبت، چشم روزگار
نیل و فرات و دجله و جیحون گریسته!
از تابش سرت به سنان، چشم آفتاب
اشک شفق به دامن گردون گریسته
در آسمان ز دود خیام عفاف تو
چشم مسیح، اشک جگر خون گریسته
با درد اشتیاق تو در وادی جنون
لیلی بهانه کرده و مجنون گریسته
تنها نه چشم دوست به حال تو اشک بار
خنجر به دست قاتل تو، خون گریسته
آدم پِی عزای تو از روضهی بهشت
خرگاه درد و غم زده بیرون گریسته
گر از ازل تو را سرِ این داستان نبود
اندر جهان ز آدم و حوّا نشان نبود
شاعر: نیّر تبریزی
Article printed from ثقلین: http://thaqalain.ir
URL to article: http://thaqalain.ir/%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ba%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%b6-%d9%88-%d8%b3%d9%85%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d9%86-%da%af%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%87/
Click here to print.
تمامی حقوق برای وبسایت ثقلین محفوظ است.