شاخصه اول اعتقادِ قلبی است، شاخصه‌ی دوم اطمینان و یقین و عدمِ عروضِ رِیب و شکّ و تردید و ابهام است. و شاخصه‌ی بعدی وَجَاهَدُوا اهلِ جهاد هستند، این‌ها زندگی را جبهه می‌دانند، زندگی را عشرت‌کده نمی‌دانند، زندگی را آخور نمی‌دانند، زندگی را مرکز مسابقه در قدرت و در ریاست نمی‌دانند، آمده است که با نَفسِ اَمّاره‌اش جنگ کند و نَفسِ اَمّاره را مغلوب کند و دشمنانِ دین را هم که در بیرون با دینِ آن ناسازگاری دارد را سرِ جایِ خود بنشانند، لذا مؤمن از بَدوِ تکلیفِ خود تا زمانِ مرگِ خود در جبهه است، در سنگر است، مشغولِ جنگ و پیکار است، حماسه‌ی مؤمن تعطیلی ندارد، رزم و انقلابِ مؤمن پایان ندارد، از همه‌ی دشمنان خطرناک‌تر هوا و هوس‌های خودمان است. این احتکارها، این جنگ‌های روانی برای پول پرستی‌هاست، برایِ عدمِ اطمینان به رزّاقیّتِ خدای متعال است، جنسِ خود را عَرضه نمی‌کند و می‌گوید دلار گران‌تر می‌شود، من هم نگه می‌دارم تا گران‌تر بفروشم، چرا؟ برای اینکه اعتقاد ندارد… تو این‌ها را جمع می‌کنی و خدای متعال تو را به آتش می‌کشد و تو خیرِ این‌ها را نمی‌بینی، اطمینانِ به رازقیّتِ خدای متعال داشته باش. تو برای جنگ و جبهه آمده‌ای، تو رزمنده هستی، شرفِ رزمندگی را حفظ کن، رزمنده جانِ خود را به کف می‌گیرد، از زن و بچه و همه‌ی تعلّقاتِ خود دست می‌شوید و به جبهه می‌رود.

 

قرآن کریم به صراحت و انحصاراً مؤمن را رزمنده و انقلابی معرّفی می‌کند إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ این‌ها هم با اموالشان جهاد می‌کنند، مثل اینکه اهلِ خمس هستند، و هم به جبهه‌ها کمک می‌کنند، هم به مردم مظلومِ یَمَن کمک می‌کنند، دارد بطورِ غیرِ مستقیم با مالِ خود پشتیبانی می‌کند، دارد حضورِ خود را در جبهه‌هایِ مقاومت به ثبت می‌رساند، هم نسبت به سوریه آمادگی دارد، امروز که شهیدِ بزرگوار سردار دایی‌پور را تشییع کردیم، افرادِ متعددی پیشِ من آمدند و گفتند: فلانی دعا کن که خدای متعال روزیِ ما هم کند، یعنی آمادگی دارند و دلشان پر می‌زند تا بروند و از ناموسِ امام حسین علیه السلام دفاع کنند، بروند و از حرمِ امیرالمؤمنین علیه السلام دفاع کنند، بروند و از زینبِ امام حسین علیه السلام دفاع کنند، برایِ این‌ها عشق است، این‌ها غبطه می‌خورند و می‌گویند: خوشا بحالِ این شهید. «مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»[۱] ملّتِ انقلابی شهدای خود را که در طولِ این چهاردهه بدرقه کرده‌اند، آرام ننشسته‌اند، خودشان را در صفِ شهدا می‌بینند، به نوبت ایستاده‌اند که شاید نوبت به آن‌ها هم برسد، مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ عده‌ای رسیدند و عده‌ای دیگر منتظرِ شهادت هستند و می‌گویند که ان شاء الله نصیبِ ما هم خواهد شد. این شاخصه را قرآن کریم برای ما معرفی کرده است و ملّتِ ما زیرِ این آسمان، این مدالِ ایمان را از خدای متعال گرفته‌اند، که هم اعتقادشان اعتقاد است، هم تردید و ابهامی ندارند، هم از نَفسِ خَبیث غافل نیستند، گرفتارِ مشاجره‌های خانوادگی نیستند، جنگِ‌شان جنگِ مؤمن با مؤمن نیست، یکدیگر را به دردسر نمی‌اندازند، یارِ یکدیگر هستند، پشتیبانِ یکدیگر هستند، حامی یکدیگر هستند، ناصرِ یکدیگر هستند.

 

این‌ها جهاد است، جهادِ اخلاقی جهاد است، جهادِ عملی و شرعی جهاد است، جهادِ معرفتی جهاد است، این جهاد ریشه‌ی جهادِ در سوریه و یَمَن و جاهایِ دیگری که مقاومتِ نظامی پیش می‌آید است. اصل و منشاءِ آن تسلّط بر نَفس است، ایثار و گذشتِ از چرب و شیرینِ دنیاست، این سحرخیزی جهاد نیست؟ وقتی انسان از خوابِ خود می‌گذرد؟ «تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ»[۲] از مَضجَع (یعنی خوابگاه)، انسان از بسترِ خوابِ خود در دلِ سحر، زمانی که همه خواب و در حالِ استراحت هستند، بیدار می‌شود، چون او دلِ بیداری دارد، می‌گوید ای خدا! دشمنانِ تو هجوم آورده‌اند، من می‌خواهم ابتدا با اسلحه‌ی دعا دشمنانِ تو را بزنم.


[۱] سوره مبارکه احزاب، آیه ۲۳

[۲] سوره مبارکه سجده، آیه ۱۶ (تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ)